فقلت : الدرهم الّذي أعطيتني ما أصبته في الصرّة ، فدعا بزنفيلجة وأخرج الدراهم فإذا هي مائة عددا ووزنا ، ولم يكن معي أحد أتّهمه فسألته ردّه إليّ ، ثمّ خرج إلى مصر وأخذ الضيعة ومات قبله محمّد بن إسماعيل بعشرة كما قيل : ثمّ توفّي رحمه اللّه وكفّن في الأكفان الّتي دفعت إليه .
266 - وأخبرنا جماعة ، عن أبي جعفر محمّد بن عليّ بن الحسين بن موسى بن بابويه وأبي عبد اللّه الحسين بن عليّ أخيه قالا : حدّثنا أبو جعفر محمّد بن عليّ الأسود رحمه اللّه قال :
سألني عليّ بن الحسين بن موسى بن بابويه رضى اللّه عنه بعد موت محمّد بن عثمان العمريّ قدس اللّه روحه
شرح
خطاب به شيخ گفتم : درهمى كه شما به من بخشيده بوديد را در كيسهاش پيدا نكردم .
شيخ زنبيل خودش را خواست ودرهمها را كه داخل آن بود بيرون آورد وشمرد ، ديدم كه دقيقا صد درهم است ، هم از نظر عدد وهم وزن .
در اين ماجرا كسى همراه من نبود كه به أو شكّ كنم يا متهمش كنم واز أو بخواهم كه آن را به من برگرداند [ فهميدم كه معجزهاى رخ داده كه درهم از دستمال بسته شده وگره خوردهء داخل زنبيل من در كاروانسرا ، سر از زنبيل عقيقى درآورده ] . « 1 » عقيقى به مصر رفت وأراضي زراعىاش را گرفت وهمانطور كه به أو گفته شده بود ، محمّد بن إسماعيل ده روز پيش از أو از دار دنيا رفت وپس از أو هم عقيقى به رحمت حقّ رفت ودر همان كفنهايى كه به أو داده شده بود كفن شد . خدا رحمتش كند .
22 / 266 - محمّد بن علي اسود گفته است : بعد از مرگ محمّد بن عثمان عمرى قدّس سرّه ، علي بن حسين بن موسى بن بابويه رحمه اللّه از من خواهش كرد كه از أبو القاسم حسين بن روح درخواست كنم تا از وجود مقدّس حضرت حجّت عليه السّلام خواهش نمايد كه حضرت به
هامش
( 1 ) . در كتاب كمال الدين عين اين حكايت نقل شده ودر اين بخش آمده است كه عقيق ابا كرده ودرهم را نداد ودر اوّل حكايت هم تاريخ اين ماجرا را سال دويست ونود وهشت ذكر كرده است .