يا ابن المازيار ( أبي ) أبو محمّد عهد إليّ أن لا أجاور قوما غضب اللّه عليهم ( ولعنهم ) ولهم الخزي الدنيا والآخرة ولهم عذاب أليم ، وأمرني أن لا أسكن من الجبال إلّا وعرها ، ومن البلاد إلّا عفرها ، واللّه مولاكم أظهر التقيّة فوكّلها بي فأنا في التقيّة إلى يوم يؤذن لي فأخرج .
فقلت يا سيّدي متى يكون هذا الأمر ؟
فقال : إذا حيل بينكم وبين سبيل الكعبة ، واجتمع الشمس والقمر واستدار بهما الكواكب والنجوم ، فقلت متى يا ابن رسول اللّه ؟ فقال لي : في سنة كذا وكذا تخرج دابّة الأرض
شرح
فرمودند : اى پسر مازيار ! همانطور كه آنها بر شما مسلط هستند وحكومت مىكنند شما هم بر آنان حكومت خواهيد كرد ومسلط خواهيد شد ، آن روز آنها ذليلترين خلايق هستند . عرض كردم : اى سيّد من ! وطن دور است ومطلب [ غيبت ] طولانى شده .
حضرت فرمودند : اى پسر مازيار ! پدرم امام حسن عسكرى عليه السّلام از من عهد وپيمان گرفته كه با كساني كه خداوند متعال به آنها غضب كرده همسايگى نكنم چون آنها در دنيا وآخرت خوار وذليل خواهند شد وعذاب دردناكى دارند . همچنين پدرم به من امر كرده كه فقط در سختترين كوهها ، ودر شهرهاى خراب وفقير ساكن شوم . به خدا سوگند كه مولاي شما امام عسكرى به تقيّه عمل مىكرد ومرا هم به آن مأمور كرده است ، بنابراين من در تقيّه هستم ، تا زماني كه اجازه قيام به من داده شود وخروج كنم .
عرض كردم : وقت خروج وقيام شما كي خواهد بود ؟ حضرت فرمودند : زماني كه بين شما وراه كعبه حائل شوند ، وخورشيد وماه جمع شده ودور آنها را ستارگان بگيرند . « 1 » عرض كردم : در چه زماني خواهد بود ؟ فرمودند : در فلان سال ، سالى كه دابة الأرض از
هامش
( 1 ) . با توجّه به جمله بعدى خبر كه در مورد دابة الأرض مىفرمايد ، ممكن است مقصود حضرت از خورشيد وماه وستارگان وجود مقدّس رسول خدا صلّى اللّه عليه واله وأمير المؤمنين وأهل بيت عليهم السّلام باشد . بنابراين عبارت حضرت را بايد حمل به رجعت كرد وحضرت با اين كلمات به رجعت اشاره فرمودهاند .