تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
خانه‌اش دستانش [ 1 ] در كتاب ارشاد القلوب آمده است : عيسى همواره مىگفت : خدمتگزار من دستانم مىباشد . مركبم پاهايم و بسترم زمين و بالشم سنگ است . گرما بخش من در زمستانها جاهاى گرم زمين بود ، و چراغ شبم نور ماه ، خورشتم گرسنگى و چادر شبم خوف از خداوند است لباسم پشمينه و ميوه و سبزيم گياهان روئيده بر زمين است ، شب سر به بسترم مىنهم در حالى كه چيزى با خود ندارم و صبح سر از خاك برمىدارم و باز در كنارم ثروتى نيست با اين حال در روى كره زمين هيچ كس را ثروتمندتر از خودم نمىيابم . [ 2 ] مفضل از امام صادق ( ع ) اين گونه روايت مىكند : اماكن موجود در روى كره زمين هر يك به ديگرى فخر مىفروختند از آن جمله كعبه به سرزمين كربلا تفاخر مىكرد تا اينكه خداوند وحى فرستاد كه نبايد به كربلا فخر فروخت چرا كه آن محل درختى است كه موسى مورد خطاب پروردگار قرار گرفت و آنجا پشته‌اى است كه مريم و عيسى بدانجا پناه آوردند و خود را با آب آن ناحيه شستشو دادند و نيز كربلا نقطه‌اى است كه سر مبارك امام حسين ( ع ) در ميان دلو چاهى شستشو داده شد . [ 3 ] « سدير » از امام باقر ( ع ) پرسيد آيا خداوند مومن را هم به بعضى از بيماريها مبتلا مىسازد ؟ حضرت پاسخ دادند : مگر غير از مومن هم كسى مورد امتحان الهى واقع مىشود ؟ حبيب نجار يا همان صاحب يس كه در زمان عيسى بن مريم زندگى مىكرد چنين گفت :
يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ [ 4 ]
اى كاش قوم من مىدانستند » امام باقر ( ع ) در توضيح اين آيه فرمودند : او مبتلا به جذام بود . [ 5 ] ابو بصير مىگويد از حضرت صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمودند : روزى عيسى بن مريم از ميان قومى كه با سر و صداى زيادى مشغول جشن و پايكوبى بودند مىگذشت وقتى اطلاع حاصل نمود كه امشب دخترى به خانه بخت مىرود بدانها گفت امروز مىخنديد اما فردا روز گريه شماست چون ديگر عروستان را در ميان
هامش
[ 1 ] شرح نهج البلاغه - ج 1 - ص 293 . [ 2 ] ارشاد القلوب - ص 156 وعدة الداعى - ص 118 و تنبيه الخواطر - ج 1 - ص 143 . [ 3 ] بحار - ج 14 - ص 240 . [ 4 ] سورهء يس - آيهء 26 . [ 5 ] بحار - ج 14 - ص 244 و كافى - ج 2 - ص 254 .