تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
بنى اسرائيل فردى صالح و متدين بود . خداوند به شعيا وحى فرستاد كه به زودى جان صدقيا را خواهد ستاند بهتر است تا دير نشده او براى خود جانشينى برگزيند هنگاميكه شعيا محتواى وحى را به اطلاع صدقيا رساند او به تضرع و زارى افتاده و از آنكه نتوانسته براى خود توشه راهى فراهم سازد ابراز پشيمانى كرد و از خداوند درخواست نمود تا اجلش را قدرى به تاخير اندازد . خداوند نيز بر او ترحم آورده و پانزده سال بر عمرش افزود و از آنجا كه او مبتلا به زخمى چركين در ساق پايش بود بارى تعالى به پيامبرش وحى فرستاد تا با استفاده از شيره انجير به درمان او پردازد و به صدقيا اطمينان دهد كه شر دشمنان را از بلاد آنها كوتاه نموده است . صبحگاهان بنى اسرائيل با كمال تعجب مشاهده كردند كه تمامى سپاهيان بابل در اردوگاه خود به هلاكت رسيده‌اند و فقط پانزده نفر از آنها و از آن جمله « بخت نصر » توانسته بودند از معركه خشم الهى جان سالم بدر برند تا زمانيكه صدقيا در ميان بنى اسرائيل حكم مىراند مردم به آئين يكتاپرستى و اطاعت از پيامبر خود باقى ماندند اما بعد از مرگ او به سركشى و گناه روى آوردند و خداوند نيز آنها را به هلاكت رسانيد . [ 1 ] مولف كتاب الكامل مىگويد : شعيا به فرمان خداوند ماموريت يافت تا قوم خويش را از معصيت و بزهكارىهاى مختلف باز دارد اما نه تنها مردم دعوتش را نپذيرفتند بلكه بر او شوريده و تصميم به قتلش گرفتند شعيا نيز از ميان آنها گريخت و در داخل تنه درختى پنهان گشت . اما شيطان گوشه جامه او را كه از ميان درخت بيرون مانده بود به بنى اسرائيل نماياند آنها نيز با اره‌اى بزرگ درخت را به همراه شعيا از وسط جدا كردند . [ 2 ] « حسن بن محمد نوفلى » مىگويد : حضرت رضا ( ع ) در يكى از بحثهاى خود با اسقف بزرگ مسيحيان به او فرمودند : آيا مىدانى منظور شعيا از اينكه گفت : ( گويا مردى را مىبينم كه در رداى نور بر استرى سوار است و ديگرى را كه از چهره‌اش نورى بسان ماه مىدرخشد بر شترى نشسته ) چيست ؟ اسقف گفت : نمىدانم بهتر است مرا از آن با خبر سازى آنگاه حضرت رضا فرمودند : راكب بر استر عيسى بن
هامش
[ 1 ] بحار - ج 14 - ص 161 . [ 2 ] كامل - ج 1 - ص 257 .
قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 556 | السيد نعمة الله الجزائري / عزيزى