است چرا كه از ماه و ستاره بزرگتر است و مسلما اين بيان نيز بر سبيل استخبار است و نه اخبار و اقرار « فلما افلت » پس چون خورشيد نيز غروب كرد خطاب به آن سه گروه گفت :
إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
[ 1 ] و كاملًا مشهود است كه ابراهيم با استدلالات قصد داشت تا به صورتى ملموس و عينى عقائد بتپرستان را باطل نموده و به آنها بفهماند كه عبادت خاص پروردگار يگانه است همو كه خالق آسمانها و زمين است .
مأمون در ادامه چنين گفت : آفرين بر شما يابن رسول اللّه ( ص ) اينك مرا از گفتهء ابراهيم ( ع )
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ : أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ؟ قالَ : بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي
[ 2 ] آگاه سازيد . حضرت پاسخ دادند : خداوند به سوى ابراهيم وحى فرستاد كه من از ميان بندگانم كسى را به عنوان خليل و يار صميمى خويش برخواهم گزيد و به وسيله او مردگان را زنده خواهم كرد پس ابراهيم ( ع ) كه خود را به اين صفت مىديد از خداوند خواست تا مطمئن شود كه آيا اين خلّت و صميميت در مورد وى حقيقت دارد يا خير ، خداوند متعال نيز به او گفت
فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
[ 3 ] در پى آن ابراهيم نيز 4 صنف از پرندگان يعنى كركس و مرغابى و طاووس و خروس [ 4 ] را بعد از قطعه قطعه كردن و ممزوج نمودن آنها با يكديگر بر بلنداى ده رشته كوه قرار داد . همچنين منقار آن پرندگان را در ميان انگشتان دست گرفت و در كنار خويش مقدارى آب و دانه فراهم ساخت آنگاه هر يك از آنها را با اسم فراخواند چيزى نگذشت كه آن اجزاء پراكنده به يكديگر ملحق شده و منقارشان نيز در جاى خويش قرار گرفت و به دانه چينى از روى زمين فرود آمدند و خطاب به ابراهيم گفتند : اى پيامبر خدا ، خدا تو را زنده بدارد همچنانكه بر ما حيات دوباره بخشيدى پيامبر خدا فرمودند : اينطور نيست بلكه زنده كننده و ميراننده خداوند است و او بر همه چيز تواناست .
هامش
[ 1 ] سورهء انعام - آيهء 77 و 78 پ
[ 2 ] سورهء بقره - آيهء 260
[ 3 ] سورهء بقره - آيهء 260
[ 4 ] بعضى مفسرين غير از اينها را نيز نام بردهاند مانند : كبوتر و زاغ .