تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ
[ 1 ] و از سوى ديگر انبياء الهى از چنين اتهاماتى مبرا و پاك هستند . چهارم : او را پسرخواندهء نوح بدانيم مخصوصا اگر اعتمادمان به قرائت هاء با فتحه باشد « اهلك » لكن در مجموع دو قول اول به سياق احاديث و آيات نزديكتر است . [ 2 ] امام باقر ( ع ) مىفرمايند : قبل از نوح قوم متدينى بر روى زمين زندگى مىكردند كه با مرگ آنها مردم در تأثر شديدى فرو رفتند شيطان از خلاء موجود و احساس مردم سوء استفاده كرده و از اشكال آنها صورى را تراشيد و مردم نيز به هنگام زمستانها آن اشكال را به داخل اطاقهاى خويش برده و با آنها انس و الفتى پيدا كردند و بدين ترتيب گروه بىشمارى از آن مردم توسط ابليس به كفر گرايش پيدا كرده و مستوجب عذاب الهى شدند . [ 3 ] « أزدى » گويد از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمايند : « و نادى نوح ابنه » منظور « ابنها » يعنى پسر همسرش است و اين گونه لفظ از خصوصيت زبان قوم طىّ مىباشد . [ 4 ] امام صادق ( ع ) مىفرمايند : در ايام طوفان تمام آبهاى سطح الارض به غير از آبهاى تلخ و گوگرددار نوح را اجابت نمودند . [ 5 ] و باز ايشان مىفرمايند : هنگامى كه نوح از كشتى پائين آمد شيطان نزد وى آمده و بخاطر نفرين بر قومش و هلاكت آنها از او سپاسگزارى كرد و در عوض دو خصلت را به دو آموخت اول اينكه از حسد بدور باشد يعنى همان آفتى كه ابليس را به خاك مذلت نشاند و دوم آنكه از حرص و طمع بر كنار بماند يعنى همان خصيصه‌اى كه آدم را به آوارگى كشاند . [ 6 ] و مطابق روايتى ديگر ابليس خطاب به نوح گفت : در سه مورد اثر وجودى مرا حسّ خواهى كرد و آن اختصاص به يكى از حالتهاى سه گانه انسان دارد اول به هنگام خشم ، دوم در وقت قضاوت و سوم هنگامى كه با زنى به تنهايى خلوت نموده باشد . [ 7 ]
هامش
[ 1 ] سورهء هود - آيهء 42 . [ 2 ] مجمع البيان - مجلد 3 - ج 5 - ص 254 . [ 3 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 387 . [ 4 ] قرب الاسناد - ص 35 . [ 5 ] خصال - ج 1 - ص 52 . [ 6 ] خصال - ج 1 - ص 51 . [ 7 ] خصال - ج 1 - ص 132 .