تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠

مفهوم لفظست بلفظ دگر به جهت دفع توهم مجاز يا تصريح باحاطه و شمول . و مشترك لفظيست كه موضوع باشد از براى هر يك از دو معنى يا بيشتر وضع اولى و سبب آن تقليل الفاظست يا تكثير معانى بحسب اختلاف اغراض يا ايهام بر مستمعان يا رد و كذب و جهل متكلم از خود يا توارد اهل وضع و استعمال لفظ مشترك « در جميع معانى بحسب حقيقت جايز نيست اما بر سبيل مجاز جايزست و تعيين مراد از لفظ مشترك » بقرينه باشد . پس اگر قرينه معينه مراد مقرون به آن نباشد مجمل باشد و اللّه اعلم .

مبحث دوم در بيان فصاحت و بلاغت و لواحق آن

و اين مبحث مشتمل است بر : مقدمه و چند فصل اما مقدمه بدانكه هر پيغمبرى كه حق سبحانه و تعالى فرستاده مؤيد گردانيد او را بانواع معجزات باهرات و آيات خوارق عادات به جهت تصديق [ 4 آ ] او . و چنين گفته‌اند كه در اكثر ازمنه آنچه اهل زمان آن را كمال مى شمردند و در اكتساب و تحصيل آن سعى و اجتهاد مى نمودند و بر يكديگر تفوق در تكميل آن مى جستند ، حق سبحانه و تعالى آن پيغمبر را كه در آن زمان به آن قوم مى فرستاد بمعجزى كه شبيه و نظير آنچه نزد ايشان كمال بود و آن را مى ورزيدند و ملكه مى ساختند و مؤيد مى گردانيد و آن پيغمبر بر معاندان و منكران آن قوم به آن معجز اثبات نبوت خود ميكرد غالبا زيرا كه اثبات مدعى برين وجه اظهر و اقوى است در احتجاج و ابعدست از تطوق شبهه

هامش
( 1 ) آستانه : صريح
( 2 ) سپه ( مستمعان ) را ندارد
( 3 ) سپه عبارت داخل گيومه را ندارد
( 4 ) آستانه : باشد
( 5 ) آستانه ( و ) ندارد .
( 6 ) سپه : اهل آن زمان
( 7 ) آستانه : و تكميل
( 8 ) سپه : مى فرستادند ( از باب احترام صيغهء جمع آورده )
( 9 ) آستانه ( بود و ) را ندارد
( 10 ) سپه : طرق