حاشيه در آخر نسخهاى كه أساس طبع متن عربي كتاب است
« يعبوب :
بتى است از تيرهء « جديله » از قبيلهء « طى » . اين قبيله بتى داشت كه « بنو اسد » آن را از ايشان گرفتند ، در نتيجه قبيلهء « طى » ، « يعبوب » را بعد از آن بپرستش گرفتند .
عبيد گويد :
فتبدلوا اليعبوب بعد الههم * صنما ، فقروا يا جديل و أذبوا ! [ 1 ]
( يعنى : نخوريد بر اين بت و نياشاميد ) .
باجر :
پسر « دريد » گويد : [ و او ] بتى بود در جاهليت براى قبيلهء « أزد » ، و همسايگانشان از قبيلهء « طى » ، و « قضاعه » كه آن را مىپرستيدند .
هامش
[ 1 ] ترجمهء بيت بالا اينست : « پس يعبوب را به جاى خداى خويش ( كه بنو اسد او را به قهر و غلبه از ايشان گرفتند ) عوض گرفتند ، پس اى قوم جديل ( بعد از اين خوارى و خاكسارى ) نان و آب گوارا نخوريد و نياشاميد . » ( هجري نقل كرده بودم . ) خداى را سپاس فراوان ، و عرضه داشتم آن را با پسرم ابى محمد إسماعيل جبر [ ه الله ] بقراء [ من ، و او ] مىشنيد [ و آن ] در سال [ پانصد ] و بيست [ و نه ] بود ، و برادر [ ش ابو ] طاهر إسحاق [ پسرم ] نيز آن را گوش مىداد . » ناگفته نماند كه به نظر و تحقيق احمد زكى ، پسر جواليقى در سال 529 اين نسخه از كتاب الأصنام را از روى نسخهء ديگرى كه قبلا ابن جواليقى از روى خد ابن فرات نوشته بود ، استنساخ كرده است .