سواره و برخى پياده و نمىدانستند كه در كجا خواهد ايستاد . « 1 »
اينكه مقرر شده بود در هر خانهاى كه ناقه ايستاد ، رسول اللَّه صلى الله عليه و آله در آن خانه فرود آيد ، حكمت خداوندى بود . تا آنان خوشدل شوند و آن رقابت و منافست كه در ميان آنها بود سر برنكند . و نگويند كه رسول خدا فلان را بر ديگران برترى داد .
اينك اين فضل و بخشش الهى است و خدا فضل و بخشش خود را به هر كس كه خواهد ارزانى دارد .
چون به مِربَد « 2 » - جايى در وسط شهر مدينه - رسيد ، شتر زانو بر زمين نهاد . سپس برخاست و به راه افتاد تا به خانهء ابو ايوب انصارى رسيد ، بار ديگر زانو بر زمين نهاد و گردن بر زمين خوابانيد و بى آنكه دهان بگشايد بانگ برآورد .
سپس بار ديگر به مِربَد باز گرديد . و در آنجا پاى دراز كرد و قرار گرفت .
پيامبر صلى الله عليه و آله از آن فرود آمد و فرمود : منزل همين جاست اگر خدا خواهد ؛ رَبِّ أَنزِلْنِي مُنْزَلًا مُبَارَكاً وَأَنْتَ خَيْرُ الْمُنزِلِينَ « 3 » ؛ « اى پروردگار من ، مرا فرود آر در جايگاهى مبارك كه تو بهترين راهبرانى . »
آنگاه پرسيد خانهء چه كسى نزديكتر به اينجاست ؟ ابوايّوب ، زيدبن خالد انصارى گفت : خانهء من . اين درِ خانهء من است ما شتر تو را به آنجا مىبريم .
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فرمودند : آدمى ، همراهِ بُنهء خود است « 4 » پس به خانهء
هامش
( 1 ) - به نقشه بنگريد در آنجا منازل آن قوم نشان داده شده و نيز نك : حسين مونس ، اطلس تاريخ الاسلام ، ص 66
( 2 ) - مِربَد : جايى كه در آنجا خرما خشك مىكنند .
( 3 ) - مؤمنون : 29
( 4 ) - الطبقات الكبرى لابن سعد ، ج 1 ، ص 237