قسم ديگر محمول عرضى مفارق دائم و غيردائم است ( 49 ) و غيردائم سريع الزوال يا بطيىء الزوال مىباشد ( 60 ) مانند خشم بردبار و حلم او .
همه عرضيها با ذاتى در اينجهت اختلاف دارند كه ذاتى مقدم بر موضوع و مقوّم و عرضى خارج و مؤخر از آنست .
لازم اول ( 41 ) با ذاتى در اين شريك است كه هردو واجب است بموضوع نسبت داده شوند و علت خارجى ندارند ( 44 ) .
گاهى چيزى براى يكى ذاتى و نسبت به ديگرى عرضى مىباشد .
مثل سياهى سياه از جهت سياهيش . و سياهى براى معروضش ( 35 ) و هرمشتقى همچنانست .
موجود نزد جمهور از اين قبيل است ( 37 ) .
قسمى از عرضى واسطه ندارد . اگر واسطه در ثبوت نداشته باشد لازم اولى ناميده مىشود ( 53 ) چنان كه گذشت . و يا واسطه در عروض ندارد و اولى نامدارد . مثل تعجبيكه انسانرا است ( 54 ) و گاهى واسطه در اثبات ندارد و لازم بيّن ناميده مىشود مانند تغير براى جهان ( 56 - 55 ) و مقابل هريك از آنها بمقايسه دانسته مىشود ( 50 الى 52 ) بنابراين هرعارضى كه به چيزى بتوسط ذاتش يا بواسطهء چيزى كه مساوى با آن باشد پيوسته شود چه واسطه جزء موضوع يا خارج از آن باشد عرض ذاتى نامدارد ( 46 ) .
هرعارضى اينچنين نباشد عرض غريب مىباشد ( 47 ) .
علوم از قسم اول گفتگو ميكنند نه از قسم دوم و إلّا مسائل هر علمى در هرعلمى داخل خواهد بود .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٥٠