برده شود حقيقت و مجاز است . دومى ( حقيقت و مجاز ) اگر بستگى آنها مشابهت باشد مستعار است و اگر غير مشابهت باشد مرسل است .
پس اگر استعمال لفظ در معنى اول ترك شده باشد منقول نامدارد .
چه گردانندهء لفظ از معنى اول . شرع يا عرف خاص يا عام باشد و بهر يك از آنها نسبت داده مىشود ( 26 ) .
لمعهء ( 6 ) دو كلى كه همهجا در افراد جدا باشند متباين هستند .
بازگشت تباين به دو قضيه سالبهء كليه است . و با صدق كلى از دو طرف مانند نقيضشان متساوى هستند . بازگشت تساوى به دو قضيه موجبهء كليه است . و در صورتى كه از يك طرف به تنهائى صدق جزئى باشد اعم و اخص مطلقاند مانند نقيض آن دو كه طرف جزئى به عكس اصل است .
بازگشت عموم و خصوص مطلق بيك قضيهء موجبه كليه و نقيض آنست .
صدق جزئى از هردو جانب اعم و اخص من وجه است كه بيك موجبهء جزئيه و دو سالبهء جزئيه بازگشت دارد . بين نقيض آن دو مانند دوتاى اول كه متباينانند تباين جزئى حاصل است و بازگشت تباين جزئى به دو قضيّه سالبهء جزئيه است .
از آنچه بيان شد معلوم گرديد كه نسبتها بين دو كلى يكى از چهار است و بين دو جزئى غير از دو قسم اول ( تساوى و تباين ) جارى نيست ( 27 ) مگر آنكه از جزئى معنى ديگرى قصد شود و بمعنى اخصى باشد كه در زير اعم قرار گرفته است ( 28 ) .
- 3 -