لمعهء ( 1 ) علم يا تصديق است و آن اعتقاديستكه راجح باشد
( 6 ) چه به حد جزم برسد و در اين صورت اگر مطابق با واقع باشد يقين است . وگر نه جهل مركب . و اگر اعتقاد به حد جزم نرسد ظنّ راست يا دروغ است . و غير اعتقاد تصور است . گاهيهم تصور به آن معنى اطلاق مىشود كه شامل هردو قسم باشد ( تصور و تصديق ) در اين صورت مرادف با علم خواهد بود .
هريك از تصور و تصديق داراى سه قسم است : فطرى و حدسى و مكتسب و قسم اخير را ميتوان از دو قسم اول بدست آورد ( 7 ) اگر باشراقى از جانب قوّه قدسيّه حاصل نگرديده باشد ( 8 ) .
تصوريكه مجهوليرا بدست مىدهد حد و رسم است و هريك از ايندو تام و ناقص هستند .
تصديقيكه موجب بدست آمدن مجهولى شود قياس و استقراء و تمثيل است و حجّت شامل هرسه قسم مىشود ( 9 ) .
راهى بدريافت علم غير حاصل جز از علم حاصل نيست ليكن با توجه يافتن به آن جهتيكه مؤدى بسوى مطلوبست ( 10 ) .
آخرين نتيجهء منطق آنست كه تصورات و تصديقات كاسب را ميشناساند و احوال اجزاء و مبادى و درجات شدّت و ضعف و صحّت و فساد آنها را بيان مىكند ( 11 ) .
بر اينعلم لازمست كه در آغاز بمعانى مفرده توجه كند آنگاه