فصل 4 : در بيان نگاشتن وصيّت - كه بدان امرشدهايم - به هنگام سفر و تأييد آن بر اساس اخبار و پندها
عقل و نقل در مورد هر كس كه نمىداند در چه زمان و مكانى به چنگ مرگ خواهد افتاد و آيا مرگش لحظهاى است يا پس از سالها ابتلا به بيمارى خواهد مرد ، به مقتضاى كمال و شرف خود ، حكم مىكند كه از دستور پيامبر گرامى در بارهى همّت گماشتن به وصيّت فرمان برد و يك شب را ، چه در وطن و چه در سفر به صبح نرساند مگر آن كه كارهاى مهمّ مربوط به زندگى و پس از مرگش را براساس اصول و قوانين خدا پسند در وصيّت نامه نوشته يا به افرادى گفته باشد .
به هنگام مسافرتها بيشتر به وصيّت سفارش شده است ؛ زيرا در سفر انسان از خطرهاى تازه ايمن نيست و چون از زن و فرزند و مال خود به دور است ، نمىتواند همهى وصيّتهايى را كه در نظر دارد ، بگويد ؛ چرا كه ممكن است مرگش آنى باشد يا گواهانى آن جا نباشند يا رازدارى نباشد تا او را به اسرار دنيوى و اخروى خود - كه قصد وصيّت در مورد آنها را دارد - آگاه سازد .
پس به حكم عقل و فضيلت و انديشهى سليم ، اجازه ندارد در وصيّت امور دنيوى و اخروى خود به هنگام سفر سهل انگارى كند .