فصل 18 : نقل روايات ديگر جهت سالم ماندن از درندگان
صاحب كتاب « محاسن » به سند خود از ابن ابى فاخته و او از پدرش ، چنين نقل كرده است : جعدة بن هبيرة [ بن أبي وهب ، والى امير الحسن عليه السّلام بر خراسان ، ] مرا به سوى سوراء « 1 » فرستاد . مطلب را به امير مؤمنان عليه السّلام عرض كردم .
فرمود :
« سخنى يادت مىدهم كه اگر بگويى ، شير درنده زيانى به تو وارد نخواهد ساخت . سه بار بگو :
أعوذ بربّ دانيال و الجبّ من شرّ الأسد
از گزند شير به خداى دانيال و چاه پناهندهام . » ( راوى مىگويد : ) حركت كردم . در بين راه ، نزديك پلى ، ديدم شيرى نشسته است . دعا را خواندم ؛ مزاحم من نگرديد ؛ ولى به چند گاو - كه در حال عبور بودند - حمله برد و يكى از آنها را شكار كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) مكانى در حوالى بغداد يا خود آن . ( معجم البلدان )
( 2 ) محاسن : 368 .