در پناه مىآورم اين حيوان و صاحبش و مكانش و چراگاهش و ديگر اعضاى او ، سر و سمهايش را ، از حشرات زمين و از زيان ديدن و از چشم مردم پست ، از بقيّهى درندگان و حشرات و از هر آزار و بلا و از ماهها و روزگار و تنزّل و غرق شدن و سوختن و و با و رسيدن سختىها ، به واسطهى اين پيمانهاى بزرگ و نامهاى خوب بلند مرتبه ، از هر چشمى كه به بدى به آن بنگرد و از گزند شور چشمان و از ديدگان تمامى جنّ و انس .
به نام خداوند پديد آورندهى جهانها ؛ به نام خداوند داناى راز و پنهانتر از آن ؛ به نام پروردگار بلند مرتبه و به آن نامهاى بزرگ خدا كه در سراپردههاى علم وى و در حجابهاى اقتدار اوست كه به آن مردگان زنده شوند و آسمانها به سبب آن بلند گرديده است و به آن نامهاى خداوند كه خورشيد به وسيلهى آنها پرتو افشانى مىكند و عرش به وسيلهى آن از آن چه كه ياد كردم يا فراموش كردم و آن چه فهميدم و يا ندانستم ، فراتر رفته است و به آن نامها كه باقى چشمهاى بيننده و گيرنده و حوادث دردناك و سينههاى پر كينه را از آن دور كردى ؛ به اين كه نيست جنبشى و توانى مگر به خداوند بلند مرتبهى بزرگ . او مرا بس است و نيكو وكيلى است .
تعويذى ديگر از ائمه عليهم السّلام براى چارپايان ، از همان كتاب :
« بسم اللَّه الرّحمان الرّحيم ؛ أعيذ من علّق عليه كتابي هذا من الخيل و الدّوابّ كميتها و شقرها و يلقها و دهمها و أغرّها و أحواها و سميدعها و زرزورها و أعسانها و محجّلها و أصفرها و ما اختلف من ألوانها ، أعوّذ و أمنع و أزجر و أعقد و أحبس عن من علّق عليه كتابي هذا من جميع الخيل و البهائم و الحيوان من الكلام و الصّدام و مضغ اللّجام و مرض الأسنان و الأرسان و العثرة و النّظرة و الشّبكرة و الحصاة و البغدليّة و وجع الكبد و الرّئة و الطّحال و الانتشار و
آداب سفر در فرهنگ نيايش ( الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ) ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٩٢