نخستين نبرد مسلحانهاى بود كه سپاه اسلام كارآيى جنگى خود را بويژه در گزينش جايگاههاى استقرار و ابتكار آرايشهاى منظم جنگى در عمق ، آموزش ، روحيه ، اعتقاد نوين ، انضباط داوطلبانه ، حسن سازماندهى و فرماندهى و ساختن رزمندگانى استوار آشكار ساخت .
با آنكه عِدّه و عُدّهء قريش بيش از اين سپاه بود ، سرانجام روشن شد كه پيروزى از آن كسى است كه از جنبههاى كيفى برخوردار است و نه آنكه شمار بسيار دارد . دشمن از اين رخداد سراسيمه گشت و بر رهبرى و منافع تجارىاش بيمناك شد . پاسخ قريش به اين پيروزى ( بدر ) ضعيف بود ، به طورى كه ابوسفيان به مدينه حمله برد و پس از قتل دو تن غير نظامى به مكه عقبنشينى كرد . پيامبر خدا ( ص ) به تعقيب ابوسفيان پرداخت ، ولى او گريخته بود .
فشار بر قريش بويژه محاصره اقتصادى استمرار يافت ، زيرا فرمانده كل زيد بن حارثه را به منظور تعرض به كاروان قريش به « قَرَدَه » اعزام فرمود كه بر آنها چيره شد .
دشمن براى گرفتن انتقام و شكستن محاصره ، سپاهى انبوه فراهم آورد و جنگ احد رخ داد . در اين جنگ گرچه در وهلهء نخست پيروزى از آن سپاه اسلام بود ، ولى در مرحله دوم به سبب مخالفت تيراندازان از فرامين فرمانده كل و پرداختن به جمعآورى غنائم ، جنگ به نفع قريش تمام شد . باز در مرحله سوم ، جنگ به نفع سپاه اسلام بود ، زيرا رسول خدا ( ص ) موفق گرديد با سازماندهى دوباره سپاه خودى ، در جنگ پايدارى كند و در غزوهء حمراء الاسد به رغم جراحتهاى فراوان تعداد زيادى از رزمندگان ، پيروز شود . اين پيروزى در پرتو فرماندهى دورانديشانه ، تصميمگيرى و شجاعت ، و نيز جنگ روانى پيامبر خدا ( ص ) عليه دشمنى بود كه شكستگونه عقبنشينى كرد .
پس از يك سلسله پيروزيهاى رسول خدا ( ص ) بر قريش ، يهود و قبايل عربى مخالف ، بر همه اينان روشن شد كه گسترش اسلام رو به افزايش است و بناچار بايد براى از ميان برداشتن و نابود ساختن سپاه اسلام اقدام كنند . به اين منظور با انجام يك قيام همگانى اتحادى بزرگ متشكل از قريش ، برخى قبايل عرب و يهود عليه مسلمانان پديد آوردند و جنگ خندق رخ داد .
احزاب با يك نيروى انبوه ده هزار نفرى راه مدينه را در پيش گرفتند ، اما در كنار خندق بزرگى كه سپاهيان اسلام حفر كرده بودند متوقف شدند . آنان براى گذشتن از خندق تلاش
آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: ضاهر وتر
ص١٢٤