و در تفسير اهل البيت [ بحار : 8 / 296 ] آمده است كه : آن دوازده تن كه در تابوت فلق خواهند بودن ، سه نفر از آن ايشانند ؛ و امثال اين حديث نامحصور است ؛ و سادتنا في قوله تعالي :
أ طَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا
( احزاب : 67 ) ايشانند ؛ و مراد از نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأسْفَلِين ( فصلت : 29 ) ايشانند .
الخبر الحادي و العشرون :
روايت ميكنند كه رسول صلّى الله عليه وآله گفت : لو لمأبعث فيكم لبعث عمر ، يعني : اگر مرا به پيغمبري مبعوث نميكردند ، هر آينه در ميان شما عمر را به پيغمبري ميفرستادند ؛ و همچنين ميگويند كه : رسول صلّى الله عليه وآله گفت : ما أبطأ عنّي جبرئيل إلّا ظننتُ أنّه قد بَعَث عمر ؛ [ المسترشد : 549 ) و روي : ما احتبس عنّي الوحي إلّا ظننته قد نَزَلَ علي عمر ، [ التعجب كراجكى : 62 ] يعني : درنگ نكرد جبرئيل از آمدن به پيش من ، مگر اين كه گمان ميكردم كه وي را به نزديك عمر فرستادهاند ؛ و روايتي ديگر آمده است كه : وحي هيچ وقت از من باز نايستاد الّا كه گمان بردم كه مگر وحي به عمر فرود آمده .
الاشكال عليه :
اين مفتري شبيه است به قول مَلاحده - خَذَلَهم اللّه و أخْزاهم - كه ميگويند : جبرئيل به عليّ ميخواست آمدن ، سهو افتاد و به محمّد آمد ؛ و جمعي ميگويند كه : به نيابت علي و به اسم نيابت ، به محمّد آمد ، از بهر آن كه وي كودك بود . فلقرابة بينهما و لمحبّة بينهما .
جواب آخر :
در كتب ايشان مسطور است كه عمر گفت : من شك دارم كه منافقم يا نه [ فتح البارى : 8 / 428 ] . سه مرتبه از حذيفة بن يمان اين سؤال بكرد ؛ و دليله ما ذكرناه من الثعلبي في قوله تعالي :
فَهَلْ أنْتُمْ مُنْتَهُونَ
( مائده : 91 ) عن عليّ و غيره و من الصحابة أنّ حُذيفة كان عرّافاً بالمنافقين ، يعني : دليلش اين است كه ما ياد كرديم از ثعلبي در تفسير اين آيه فَهَل أنتُم مُنتَهون ؛ و روايت است از عليّ و