ابوبكر . پس اگر تو قتال و جهاد و كارزار كني اين كار تو را بود ، و اگر بگذاري و رها كني اين تو را بهتر بود . بعد از آن حاكم و والي گردد پس از او عمر . پس اگر تو قتال كني اين كار تو را بود ، و اگر ترك كني تو را بهتر بود . پس حاكم و والي گردد بعد از آن عثمان ، و اگر قتال و كارزار كني اين كار تو را بود ، و اگر ترك كني و بگذاري اين تو را بهتر بود .
وعليّ عليه السلام گفت : اگر نه نزديكي عهد مردمان بودي به كفر ، هرآينه با ايشان جهاد و كارزار كردمي ، يعني بدان زودي مردمان در اسلام آمده بودند اگر با ايشان غزا ميكردم ديگر بار همه به سر كفر و شرك ميرفتند .
الخبر التاسع عشر :
روايت ميكنند از عمرو عاص كه وي گفت : يا نبيَّ اللّه ! من أحبّ النّاس إليك ؟ فقال : عائشة ؛ فقال : مِنَ الرجال ؟ قال : أبوها ،
يعني : اي پيغمبر خدا ! دوستترينمردمان به نزديك تو كدام است ؟ پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود : عايشه . بعد از آن عمروعاص گفت : از مردان كدام دوستتر است به نزديك تو ؟ پيغمبر فرمود : پدر او - يعني ابوبكر .
الاشكال عليه :
في المصابيح - و عليه اجماع علماء الشيعة و النواصب - عن عائشة أنّها سُئلت : أيّ الناس كان أحبّ إلي رسول اللّه ؟ قالت : فاطمة ، فقيل : مِن الرجال ؟ قالت : زوجها .
و في المصابيح عن المطلب بن ربيعة : أنّ العباس دَخَلَ علي رسول الله مُبغضًا و أنا عنده ، فقال : ما أغضَبَكَ ؟ قالَ : يا رَسُولَ اللَّهِ ! مَا لَنَا وَ لِقُرَيْشٍ إِذَا تَلَاقَوْا تَلَاقَوْا بِوُجُوهٍ مُسْتَبْشِرَةٍ وَ إِذَا لَقَوْنَا [ لَقَوْنَا ] بِغَيْرِ ذَلِكَ ؛ فَغَضِبَ رسول الله حتّى احمرّ وجهه ، ثُمَّ قَالَ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا يَدْخُلُ قَلْبَ رَجُلٍ الْإِيمَانُ حَتَّى يُحِبَّكُمْ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ [ بحار : 29 / 558 ] ثم قال : أيّها الناس من آذي عمّي فقد آذاني و إنّما عمّ الرجل صنوا أبيه .