را كه بدان قيام كند .
[ وى ] در بر شكم فاطمه زد ، و بياذن و اجازت او بر خانه او شد ، و آتش بر در خانه فاطمه نهاد ، و علي را گرفته و بسته . . . چند از خانه بيرون آورد ؛ و ابوبكر بر اين جمله انكار ميكرد ، و ابوبكر دائما براي تقدّم بر عليّ از وي عذر خواستي و مراعات جانب عليّ كردي ، و بر ايذاي فاطمه تحسّر خوردي ، و عمر برعكس ، اين جمله مُصرّ بودي . زاد آخرت را . . . و ابوبكر مروان را [ حكم بن ابى العاص پدر مروان را ] براند ، و عثمان وي را بخواند ؛ و ابوبكر وعمر ، ابوذر غفّاري را بخواندند ، و عثمان براند براي اظهار عظمت كه معارض حق تعالي شده باشد به آيه :
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ
( انعام : 52 ) يعني : حق تعالي فرمود كه : مران آن كساني را كه خداي خود را ميخوانند در بامداد و شبانگاه ؛ و محاذات را به اجبار ابراهيم كه : أنا احيي و اميت اقتدا به هر يكي ضدّ اقتدا است به ديگري . قال اللّه تعالي :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
( نساء : 82 ) . چنان كه در قرآن اختلاف نيست ، بايد كه در قول خليفه كه به قرآن ايمان دارد و عمل مىكند هم اختلافي نباشد ، چنان كه ائمّه شيعه دوازده تن بودند ، و آخر ايشان آن گفت كه اوّل ايشان گفته بود . نه مثل ائمّه مخالفان كه هر يكي از ايشان به تجديد مذهبي مينهادند و اغواي خلق ميكردند . قال الشّاعر : شعر :
و تشعّبوا شعبا فكل جزيرة فيها أميرالمؤمنين و منبر
يعني : پراكنده شدند و شاخهها شدند . پس هر جزيره در آن اميرالمؤمنيني است و منبري .
جواب آخر :
قال اللّه تعالي :
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً
( احزاب : 21 ) و قال :
فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
( آل عمران : 31 )
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
( نساء : 59 )
وقال :
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
( نساء : 80 ) .