و مما نفى نومى و شيب لمتي * تصاريف أيّام لَهنَّ خطوب
فمن مبلّغ عنّي الحُسين رسالة * و إن كرهتها أنفس و قلوب
قتيلا بلا جرم كأن ثيابه * صبيغ بماء الأرجوان خضيب
و للسيف إعوال و للرمح رنة * و للخيل من بعد الصهيل نحيب
تزلزلت الدنيا لآل محمد * و كادت لها صم الجبال تذوب
و غارت نجوم و أقشعرت كواكب * و هتك أستار و شق جيوب
هم شفعائي يوم حشري و محشري * و حبهم للشافعي ذنوب
لئن كان ذنباً حبّ ل محمد * فذلك ذنب لست منه أتوب
يصلّي على المَهدي من آل هاشم * و يغزي بنوه إن ذا لعجيب
يعني : غم و اندوه من بازآمد ، و دل اندوهناك است ، و خواب از من برفت ، وآسايش از من دور شد . و از آنچه به خواب من دور كرد و مرا پير گردانيد و موي سرم سفيد كرد گردشهاي روزگار است و محنتهاي آن .
كيست كه از من رساله و نامهاي به حسين علي رساند ، و اگرچه نفسها و دلها اين معني را نخواهند .
سيّدي كه وي را به ظلم و بيگناه كشتند . گوييا كه جامههاي وي به آب ارغوان رنگين سرخ كردهاند ،
كه به سبب اين مصيبت ، شمشيرها ونيزهها و اسبان را گريه و ناله و اندوه است ،
و از براي مصيبت آل محمّد زلزله و غلغله و ولوله در دنيا افتاده ، و نزديك است كه كوههاي سخت با عظمت از اين مصيبت همچون نمك گداخته شود ،
و آفتاب و ماهتاب و ديگر ستارگان از مقام خود زايل گردند ، و پردهها دريده ، گريبانها شكافته گردد .
آل محمّد شفاعتكنندگان منند روز حشر و قيامت ، و دوستي ايشان مر شافعي را گناه است .