سبيل مجاز و استعاره باشد - و يا علي ! تو دست در حجزه من زده باشي ، و فرزندان تو [ دست ] در حجزه تو زده باشند ، وشيعه فرزندان تو دست در حجزه تو زده باشند . پس با تو نمايند كه امر آيد كه ما را به كدام موضع فرو دارند . پس بدان كه دستار كه درميان بندند ، آن موضع كه بند دستار به هم رسد از روي لغت آن را حجزه گويند ، و موضع بند زير جامه كه در هم بندند نيز حجزه گويند .
پس عرض آن است كه حجزه سبب است و ريسماني محكم ميان خدا و پيغمبر ، و ميانپيغمبر و علي ، و ميان علي و اهل بيت ، و ميان اهل بيت و شيعه كه هر كه دست در وي زند هرگز كشته نشود ؛ و اشاره بدين معنا استرمز :
فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى
( بقره : 256 ) يعني : هذِهِ الْحُجْزَةُ الَّتِي ذُكِرَتْ فِي الْحَدِيثِ ، يعني : هر كه ايمان نيارد به ظالمان [ 11 ] آل محمّد و بديشان نگرود و اعتقاد ندارد و ايمان آرد به خدا و رسول و اهلبيت رسول ، به حقيقت كه دست درآويخته باشد به بند استوارتر ؛ و مراد بدين ، همان حجزه است كه ياد كرده شد در اين حديث .
حديث پانزدهم :
عن زيد بن أرقم عن النّبيَّ صلّى الله عليه وآله
مَنْ أحَبَّ أنْ يَتَمَسَّكَ بِالْقَضِيبِ الاحْمَرِ الَّذِي غَرَسَهُ اللَّهُ فِي جَنَّةِ عَدْنٍ بِيَمِينِهِ فَلْيَتَمَسَّكْ بِحُبِّ عَلِيِّ بْنِ أبِي طَالِبٍ عليه السلام
[ بحار : 39 / 276 ]
يعني : روايت است از زيد ارقم كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود كه ، هر كه خواهد دست در زند بدان درخت سرخ كه خداي - عزّوجلّ - آن را نشانده در بهشت عدن به دست قدرت خود و به كن فيكون آن را ايجاد كرده ، بايد كه امروز دست در محبّت عليّ بن ابي طالب زند .
حديث شانزدهم :
عن ابن عبّاس عن النّبيِ صلّى الله عليه وآله :
مَنْ سَرَّهُ أنْ يَحْيَا حَيَاتِي وَ