طور نهانى زبان قشتالى را به حروف عربى مىنويسند . پس با گذشت زمان زبان جديدى از زبان قشتالى مشتق شد كه مخلوطى بود از عربى و غير عربى از لهجههاى معاصر و قديم بخصوص زبان رومى . اين زبان رومى
acinamaR augneL
لغت مستعربين در ايام دولت اسلامى بود كه در قرطبه و ديگر شهرهاى بزرگ اندلس كه طوايف بزرگى از مسيحيان مستعرب زندگى مىكردند ، رواج داشت . بعضى از اكابر صقلابيان كه در دربار بودند نيز بدين زبان سخن مىگفتند و بعضى از علماى مسلمان هم با آن آشنايى داشتند . مسلمانان اندلسى گاهگاه بعضى از عبارات اين لغت رومى را مخصوصا در نوشتههاى علمى خود به كار مىبردند و آن را در كتب خود « اللطينيه » يعنى لاتينى مىناميدند . با گذشت زمان پارهاى از واژههاى آن در زجل اندلسى راه يافت ، بخصوص در زجل ابن قزمان . در مملكت غرناطه در زبان عربى عاميانه بسيارى از واژههاى رومى و قشتالى راه يافته بود « 13 » . اين واژهها بويژه به زبان سرى موريسكيها كه پس از تحريم زبان عربى بدان گرويده بودند و آن را به خط عربى مىنوشتند راه يافت .
زبانى كه موريسكيها بدان تكلم مىكردند به الخميادو
odaimajlA
معروف شد و آن تحريف كلمهء « الاعجميه » است . اين زبان به مدت دو قرن به صورت رازى پنهان بود تا آنگاه كه دانشمندان اسپانيا مجموعهاى از مخطوطات آن را در اوايل قرن گذشته يافتند و دربارهء آن اطلاعات اوليهء خود را به دست آوردند . منندث اىپلايو در معرفى آن مىگويد آن زبان رومانى قشتالى
naletsaC anamoR
است كه به حروف عربى نوشته مىشود . موريسكيها قرآن را در نهان به زبان عربى مىنوشتند همراه با شروح و ترجمه به زبان الخميادو . و نيز سيرهء رسول خدا و مدايح نبوى و قصص پيامبران و بعضى كتب فقه و حديث را به الخميادو مىنوشتند . بسم الله و آيات قرآنى را همواره در بين اين نصوص سرى به عربى مىنگاشتند .
در كتابهايى كه به الخميادو نوشته شده همهء حروف را اعراب مىگذارند تا درست خواندن آنها ميسر باشد « 14 » .
هامش
( 13 ) .. 134 924 ' 814 P . lonapsE led senigirO : ladiP zedenneM . R( 14 ) .. ) 8781 ' dirdaM ( alonapsE aimedacA laeR al etna odiel osrucsiD : ardevaaS . E