تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

فصل سوم عصر خليفه ابو العلى ادريس المأمون الغاى رسوم المهدى بن تومرت و قيام دولت حفصيان در افريقيه

چون ابو العلى يا ( ابو العلاء ) المأمون پس از غلبه بر ابن هود به اشبيليه بازگرديد ، همواره يك انديشه در سر داشت و آن هم آمدن به مغرب و گرفتن تخت خلافت از پسر برادرش يحيى المعتصم و تنبيه بيعت‌شكنان بود . آنچه او را در اين كار تشجيع مىكرد رسيدن بيعت والى فاس و والى تلمسان و والى سبته و والى بجايه و نيز دعوت مقدم بن هلال امير عربهاى خلط بود . « 1 » المأمون نمىخواست بدون يك نيروى نظامى قوى به مغرب رود . از اين‌رو به پادشاه قشتاله فرناندوى سوم روى آورد . او در اواخر سال 1228 م / اوايل سال 626 ه به حدود اندلس آمده بود و حوادث آن ديار را زير نظر گرفته بود ، تا فرصت حمله را از دست ندهد . المأمون نزد او كس فرستاد و خواست كه آن پيمان صلح را يك سال ديگر در برابر گرفتن سيصد هزار قطعه
idevaraM
نقره تجديد كند و نيز ازو طلب كرد كه بخشى از قواى خود را در اختيار او گذارد تا با او به مغرب روند و شرط كرد كه در برابر اين عمل ده دژ از دژهاى اسلامى را در مرزها
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 6 / ص 253 . الزركشى تاريخ الدولتين ، ص 16 .