تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
استورياس ( اشتوريش ) بگريزد . آلفونسو سپس كنت پدرو را آزاد كرد و او از قشتاله بيرون آمده به آراگون رفت . كنت كه مىدانست كه ديگر همهء نفوذ پيشين خود را از دست داده است با پادشاه آراگون در حمله او به بيونه شركت جست و در كنار باروهاى آن كشته شد . برادرش كنت رودريگو مدتى تحت تعقيب آلفونسو بود . چون در تنگنا افتاد سر به اطاعت فرود آورد و امان خواست و سوگند خورد كه تا هست مطيع فرمان خواهد بود . آلفونسو گناه او ببخشود و او را همچنان‌كه بود به امارت طليطله منصوب داشت . كنت رودريگو در دفاع از تخت سلطنت فداكاريها نمود . آلفونسو در همان هنگام به تعقيب و طرد ديگر اشراف پرداخت و تا همه را به فرمان خويش درآورد دژهايشان را تسخير كرد ولى از خطايشان چشم پوشيد و با ايشان مدارا نمود . بدينگونه توانست در بلاد قشتاله آرامش و صلح برقرار سازد . براى آنكه سلطه آلفونسو همهء قلمرو پيشين اين خاندان را دربرگيرد كارى جز بازپس گرفتن اراضى و دژهايى كه در تصرف خاله‌اش تريسا ملكه پرتغال بود ، نمانده بود . تريسا همچنان اراضى و دژهاى جليقيه را كه به او اقطاع داده بودند در دست داشت ، حتى مىخواست به ديگر اراضى نيز تجاوز ورزد . در اين احوال ميان او و كنت فرناندو پيريث پسر كنت دوترا و امؤدب پيشين آلفونسو علايق عاشقانه استوار شده بود . و اين علايق همانند علايق ملكهء اوراكا با كنت دولارا به فضاحت و رسوايى مىكشيد . آلفونسو ريمونديس با سپاه خود ، همراه با ديگو مطران شنت‌ياقب در حركت آمد و به اراضى پرتغال و جليقيه داخل شد . هرگونه مقاومتى را خواه از جانب اشراف جليقيه و خواه از جانب قواى تريسا درهم شكست . پرتغاليها به سبب اعمال زشت ملكهء خود و سپردن امور مملكت به دست دوستش كنت پيريث از او رميده بودند و مىخواستند پسر خردسالش آلفونسو هنريكيز را به جاى او نشانند . چون سرداران پرتغالى به ناتوانى خود در برابر فشار پادشاه قشتاله آگاه شدند ، آلفونسو هنريكيز را به پادشاهى برداشتند . اينان معتقد بودند كه پرتغال در سايه حمايت ليون و پادشاه آن آلفونسو ريمونديس است . بدين‌گونه آلفونسو ريمونديس پس از پايان دادن به اعمال تجاوزكارانهء خالهء خود تريسا پيروزمند بازگرديد .