را به خشم مىآورد و عاقبت با او چنان كرد كه درخور آن مىبود . « 13 » ابن الخطيب نيز طى عباراتى المعتمد بن عباد را در كشتن ابن عمار تبرئه مىكند و او را مستحق مرگ مىشمارد . « 14 »
ابن عمار از بزرگترين رجال اندلس در عصر ملوك الطوايف ، وزيرى خردمند ، سردارى مجرب و سلحشور و پيروز جنگ بود . او سياستمدارى فرزانه و در گفتگوهاى سياسى بىهمتا بود و در حل مشكلات متبحر . آوازهاش در ديگر بلاد اندلس حتى در بلاد اسپانياى مسيحى نيز پيچيد ، تا آنجا كه آلفونسوى ششم پادشاه قشتاله چون نام ابن عمار را نزد او مىآوردند مىگفت : « مرد جزيرهء اندلس است » . « 15 » البته ابن عمار سياستمدارى حادثهجو بود . دوستىاش درخور اعتماد نبود و از وفا بهرهاى نداشت .
همانند ماكياولى براى دست يافتن به هدف خويش از هروسيلهاى سود مىبرد ، بىآنكه به هيچ يك از اصول اخلاقى پاىبند باشد .
ابن عمار بىترديد بزرگترين شعراى اندلس در زمان خود بود . در زمان او قصرهاى ملوك الطوايف مجمع ستارگان شعر و ادب بود . جماعتى از شعراى بزرگ در آنجا گرد آمده بود كه همانند ايشان در دورههاى ديگر نبود . از آن جملهاند بنى عباد و مقدم بر ايشان المعتمد بن عباد و ابن زيدون و ولاده دخت المستكفى و ابو بكر بن اللبانه و المعتصم بن صمادح و پسرش رفيع الدوله و بنى القبطرنه و ابن عبدون . و ابن عمار سرآمد اين جمله بود . شعر او و حكايت اعمال شگرف و حادثهجوييهاى او سراسر اندلس را فراگرفته بود . ابو الطاهر محمد بن يوسف التميمى اشعار او را در ديوانى گردآورد « 16 » . همچنين ابن بسام در الذخيره مقدار بسيارى از اشعار او را نقل كرده و در تاريخ او كتابى خاص تأليف نموده است . « 17 » اين توجه به سيرت ابن عمار و ميراث شعرى او از ميان ديگر معاصرانش ، دليل اهميت اين شخصيت بارز در تاريخ ملوك الطوايف است و از رفعت و منزلت او در شعر و سياست حكايت دارد .
هامش
( 13 ) . كتاب التبيان ، يا مذاكرات امير عبد اللّه ( به كوشش استاد لوى پروونسال در سال 1955 در قاهره به چاپ رسيده است ) ، ص 81 .
( 14 ) . ابن الخطيب : اعمال الاعلام ، ص 162 .
( 15 ) . المراكشى : المعجب ، ص 63 .
( 16 ) .. 98 . p , II . V , muradidabbA tsiH : yzoD( 17 ) .501 . p , II . V , muradidabbA tsiH : yzoD