اين خزانهء وحشتناك گرامىتر از خزاين گوهرهاى مكنون بود و همهء مباهاتش به آنها بود . او سرهاى ملوكى را كه به شمشير بريده بود در آن گنجينه نگاه مىداشت . از جملهء سرهاى اين خزانه يكى سر محمد بن عبد اللّه البرزالى بود و سر حاجبانى چون ابن خزرون و ابن نوح و جز ايشان . سر اينان را در كنار سر پيشوايشان خليفه يحيى بن على بن حمود قرار داده بود . المعتضد تنها را تكهتكه مىكرد و سرها را نگهمىداشت و آنان را پاكيزه و خوشبو مىساخت و در محفظههايى نگهدارى مىكرد . ابن حيان مىگويد در شبهاى عيش و سرور ، اين سرها را نزد او مىآوردند و او در حالىكه جامهاى شراب سرمىكشيد به آنها مىنگريست و خوشدل مىشد و ديگر اهل مجلس از بيم بر خود مىلرزيدند . « 23 »
ابن بسام بر اين مىافزايد كه چون اشبيليه فتح شد و المعتمد بن عباد خلع گرديد ، مرابطون اين سرها را در درون جوالها و ديگر ظروف يافتند . نخست مىپنداشتند كه اموال و جواهر است و چون به حقيقت پىبردند بلرزيدند و هرسر را ، اگر از خاندانش كسى باقى مانده بود ، به او تسليم كردند . « 24 »
اين اوصاف كه برشمرديم همهء شخصيت او را دربرنمىگيرد . در كنار اين صفات ناپسند برخى خصال و سجاياى درخشان نيز وجود دارد كه ابن حيان به آنها اشارت كرده است ، از جمله توجه خاص او بود به برآوردن قصرهاى شامخ و ايجاد محلهها و شهركهاى عظيم . در عصر او دربار بنى عباد از حيث فخامت و جلال و دربرداشتن همهء اسباب بزرگى در ميان قصور ملوك الطوايف بىهمتا بود .
قصرهاى بنى عباد در تاريخ و شعر اشتهارى بسيار دارند . در اشبيليه كه پايتخت ايشان بود چند قصر وجود داشت . يكى از آنها قصر امارت معروف « القصر المبارك » بود . اين قصر در مشرق نهر وادى الكبير بود ، در مكانى كه امروز قصر مشهور اشبيليه به نام
razaclA lE
در آنجا قد برافراشته است . ظاهرا اين قصر از بناهاى المعتضد بن عباد است يا اينكه او به وسعت و رونق و فخامت آن افزوده است . ديگر از قصرهاى اشبيليه « قصر الزاهى » است . اين قصر را المعتضد و پس از او پسرش المعتمد براى برگزارى
هامش
( 23 ) . ابن حيان . دوزى نيز آن را در442 342 . p , I . V , muradidabbA . tsiHآورده است .
ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 3 / ص 205 و 256 .
( 24 ) . ابن بسام : الذخيره ، ص 240 . ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 205 .