داده است :
بندهء فيض مسيحاى زمان شو فيّاض * كه به ارشاد معانى پدر مردان است « 1 »
در همان زمان ، برادرزاده و شاگرد نزديك فيض - شاه فضل كاشانى - در مقام ردّ ديدگاههاى استادش در « وافى » كتابى در چهارده مجلّد نگاشته و به انكار مشى فلسفى و عرفانى او پرداخته است . « 2 »
كلمات مكنونه و اصول المعارف و ديگر آثارى از اين دست ، فيض را عارفى پاىبند به اصول عرفان نظرى نشان داده ، حال آنكه كتابى چون علماليقين او را نزديك به حوزهء متكلّمان ساخته با آنكه خود در مقدّمات وافى شيوهء اين طايفه را مردود دانسته و زمينهساز قساوت دل شمرده است . « 3 »
مفاتيحالشرايع نمايانگر فقيهى كمابيش پاىبند به اصول فقاهت رايج « 4 » و الاصول الاصلية آيتى از تعصّب اخبارىگرى و رويارويى با اصول اجتهاد متداول است . « 5 »
رسالهء مشواق ، توجيهگر شطحيات صوفيان و ديوان غزليات ، آيينهء عاشقى سوخته جان و از همهجا بريده دل به معشوق سپرده است .
هامش
( 1 ) ديوان فياض لاهيجى ، دانشگاه تهران ، ص 364 نيز ر ك : همان ، ص 237 .
( 2 ) - رياضالعلماء ، ج 4 ، ص 316 .
( 3 ) - وافى ، چ مكتبة الامام اميرالمؤمنين عليه السلام ، اصفهان ، ج 1 ، ص 12 .
( 4 ) - بعضى از بزرگان برآنند كه مفاتيح در واقع چيزى جز خلاصهء كتاب مسالك و مدارك نيست و فيض ناخودآگاه در اين اثر بهصورت مقلّدى ظاهر شده است . ر . ك : لبابالالقاب ، ص 10 .
( 5 ) - ر . ك : قصصالعلماء ، چاپ جديد ، ص 310 و چاپ سنگى ، ص 252 .