[
كلمهء 88 ] بازداشتن
برخى از آنان كسانى هستند كه تحصيل دانش را براى خدا نمىخواهند ؛ بلكه تنها براى تعصّب و مجادله و عصبيت بىهنجار نسبت به هواها و تمايلات خود و پيش افتادن و سرورى يافتن و فخر فروشى و خودپرستى درس مىخوانند يا براى آن كه از اوقاف مستمرى دريافت كنند . اينان درّ و گوهر را رها كرده ، از صدف مىپرسند و مىخواهند . چهبسا كتاب شفا و اشارات را براى گرفتن مستمرى بيشتر مىخوانند ؛ نه در عملى آنان را بيدارى است و نه در گفتهاى استوارى ، نه به راه صواب رهنمون گشته و نه در پرسش و پاسخى آنان را رشد و شايستگى به ظهور رسيده است . چنين اشخاصى از رسيدن به كمال باز مىمانند و براىشان جز خدا ، ولىّ و سرپرستى نيست .