[
كلمهء 79 ] انكار
بعضى از آنان در صيغهء عقدهاى معاملات - اگرچه بسيار كم ارزش باشد - بسيار وسواس دارند تا چه رسد به فروج ( يعنى امر ازدواج ) . تلاش مىكنند كه حتماً به عربى صورت پذيرد ؛ اگرچه با فردى عجمى باشد و با سختى و تمامى توان ، صيغهء عربى را به او تلقين مىكنند و او هم با اين كه معنايش را نمىفهمد و اين عمل را نادرست مىشمارد ، آن صيغه را ادا مىكند يا تكليف مىكند كه ديگرى را وكيل نمايد بدون آن كه بر آن دليلى داشته باشند ، سپس تلاش مىكنند با قصد انشا و صيغهء ماضى ادا شود ؛ اگرچه از سوى شخص كُردى نادان باشد ، بدون آن كه بر اين نظر به قرآن و روايات استناد جويند ، با آن كه صيغهء ماضى براى اخبار وضع شده است ، سپس شرط مىكنند كه صيغهء قبول با ايجاب بدون هيچ فاصلهء زمانى - اگرچه اندك - همراه باشد با آن كه بر اين هم حجّت و دليلى ندارد . ( نكتهء 12 ) هرگاه از دليل آن پرسيده شود ، دليلى سُست بياورند . گاهى گويند : « صاحب شريعت ، آنها را به عربى و صيغهء ماضى مىگفت » و گاهى آن را با ذكرهاى نماز مقايسه مىكنند .
هرگز ؛ هرگز ! قياس نزد ما باطل است به ويژه آنگاه كه قياس معالفارق باشد و صاحب شريعت از زبان خود جدا نمىشد ( زبانش عربى بود ) . در روايات آمده و ثابت شده است كه صيغه را به غير ماضى هم مىتوان خواند با آن كه خبردادن به آنچه در نفس گذشته هيچ زيانى نمىرساند ، نه چنين است ! به خدا سوگند كه از اين رفتارها ، بازخواست سختى خواهند شد . اينان را چه مىشود كه سخنى را نمىفهمند .