[
كلمهء 67 ] آذرخش
بعضى از اينان كسانى هستند كه تا بتوانند مردم را از راه خدا بازمىدارند و تمامى توان خود را بهكار مىگيرند تا نور خدا را خاموش سازند . از روى حسد بر اهل عبادت ، ميان مؤمنان و رفتن به نماز جمعه و جماعات مانع ايجاد مىكنند .
مىخواهند با دهان خود نور خدا را خاموش سازند ، حال آن كه خدا نورش را كامل گرداند ؛ گرچه كافران را ناخوش آيد . اوست خداوندى كه پيامبر خود را با هدايت و دين حق فرستاد تا دينش را بر تمامى دينها پيروز گرداند ؛ اگرچه مشركان را خوش نيايد . براى نمازهاى جمعه و جماعات با شبههافكنىهاى خود شرايطى قرار مىدهند و براى تباهى آن به كمك شيطان تدبيراتى مىانديشند . ( نكتهء 10 ) « او انديشه كرد و اندازه گرفت ، مرگ بر او باد ! چگونه اندازه گرفت ، باز هم مرگ بر او باد ! چگونه اندازه گرفت ؛ سپس نگاهى كرد ، آنگاه چهره درهم كشيد و روى ترش كرد ، سپس پشت كرد و كبر ورزيد . اينان خشم و كين از دهانشان آشكار است و آنچه در سينه پنهان دارند ، بزرگتر .
اينان هرگاه امام گروهى را مشاهده كنند يا صداى فرازين موذّن مسجدى را بشنوند ، مرگ از هر سو به جانب آنان مىآيد ، حال آن كه آنها مرده نيستند و پشت سر آنها عذابى مايهور است . چنين شخصى بايد ريسمانى به آسمان بكشد و ببّرد و بنگرد آيا نيرنگش موجبات خشم او را از ميان خواهد برد ؟ اين شخص هرگاه آبادانى مسجدى را به نماز جماعت و جُمعه ببيند ، غصّه و اندوه به دو روى مىآورد ، چهرهاش در حال خشم تيره مىگردد و در عذابى دردناك فرو مىرود .