فرود آمدند و چشم بر جمال حسن بدر الدين دوختند . جنيه گفت : من تاكنون پسرى بدين زيبائى نديدهام . عفريت گفت : من هم آدمى به اين خوبى نديده بودم .
ولى در مصر ، شمس الدين وزير را دختريست كه به اين پسر همىماند و ملك مصر ، او را خواستگارى كرد . وزير گفت : اى پادشاه ، از حكايت برادرم
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٩٥