حكم خود ساقط مىشود زيرا كه اگر شيطان نمىشد احدى راه عصيان نمىپوييد .
سئوال : اكنون كه ابليس اولين گناهكار است لازم مىآيد كه در عصيان با قابيل سيّان شود ؟
جواب : بلى چنين است قابيل اولين عاصى و گناهكار بنىبشر و شيطان نخستين آثم و مخطّى جن است . به همين لحاظ است كه ايزد پاك فرمودند :
إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ
« 1 » .
سئوال : حضرت خلّاق كائنات فرمودهاند كه اگر ابليس بخواهد كسى را كافر نمايد و بگويد كه كافر شو آن كس در مقابل بگويد كه
إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ
« 2 » آيا اين جواب توحيد باطنى او را افهام و اعلام مىكند يا خير ؟
جواب : خير به توحيد او دلالت نمىنمايد زيرا كسى كه شرك را ظاهر ساخته است خود اوست . بر فرض كه آن شخص در آن هنگام توحيد كرده باشد چون بعد از كمى مطلقا ارتداد خواهد كرد لهذا كافر بودن او مقرّر است .
سئوال : كفرى كه ابليس انسان را امر به آن مىكند شرك نيست زيرا كفر آن است كه شخص غير از آلهه حقيقى يك خداى ديگر معيّن كند و شرك آن است كه شخص معتقد آن باشد كه حضرت احديّت يك مثل و نظيرى دارد به اين تقدير ابليس چگونه مىتواند شرك كند و يا آنكه شخص را به شرك باز دارد ؟
جواب : چنان كه لقمان به پسر خود گفته است در اينجا مقصود از كفر همان شرك است . حق تعالى و تقدس
ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ
« 3 » فرمودند كه در اين مقام مقصود از ظالمين مشركين است . و همچنين
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
« 4 » و
وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمانَهُمْ بِظُلْمٍ
« 5 » فرمودهاند ، از اينها معلوم مىشود كه ايمان توحيد حق تعالى است زيرا كه مقابل شرك توحيد است . حضرت شيخ در باب سيصد و هشتاد و سيم فتوحات خود پس از آنكه اين مسئله را به تفصيل بيان مىنمايد گويد كه بعضى از علما اين بحث را ترك كرده و برخى چنان كه از حق تعالى تلقى
هامش
( 1 ) . كهف / 50 .
( 2 ) . مائده / 28 .
( 3 ) . مائده / 29 .
( 4 ) . لقمان / 13 .
( 5 ) . انعام / 82 .