ص 3 آن ولايت
ص 3 ساخت
ص 3 ربيع الثانى
ص 4 با سلطان صلح كرد
ص 4 در شهر كاشان به شهر آخرت
ص 4 پسر او دوازده سال داشت بر تخت شاهى
ص 5 قندهار را با توابع او
ص 5 در دامغان تخت پادشاهى را بدرود گفته
ص 6 اوضاع احوال شاه سليمان
ص 7 شعله غضب
ص 8 به قدر مقدور ، نايرهء
ص 8 بخت وارون خود ستيزم .
ص 8 لعنت خاص .
ص 9 بيدار كرده
ص 9 لازمهء طباع زنان است
ص 10 فريفته شوى ، محض حماقت است
ص 10 شمشير الماس خلاصى يا بى
ص 10 بطريق سياحت و سير و سلوك كوش
ص 10 عمل نموده
ص 10 از اين قضيه دلگير شده و
ص 10 و 11 خوف و هراس
ص 12 بيان احوال عباس ميرزا
ص 13 شاه سلطان حسينش خواندند
ص 13 كيفيت احوال شاه سلطان حسين
ص 14 اتحاديهء شقاق و نفاق
ص 14 همان سياح گويد
ص 14 با نقل و روايات من نداشت كه در
ص 2 آن ولايت را
ص 3 ساخته
ص 3 ربيع الاخر
ص 3 با سلطان مراد صلح كرد
ص 3 در شهر قبطان به شهر آخرت
ص 3 پسر او در دوازده سالگى بر تخت شاهى
ص 3 قندهار را به الكامى او
ص 4 در خرم آباد فعلى تخت پادشاهى را بدرود
ص 4 -
ص 5 سلسله غضبش
ص 6 به قدر مقدور در تسكين نايره
ص 6 بخت وارون خود در ستيزم
ص 6 لعنت خواص .
ص 6 بيدار گردانيده
ص 6 لازمه طبعشان است
ص 7 فريفنه كردى ، محض حماقت خواهد بود .
ص 7 شمشير الماسگون او خلاصى يا بى
ص 7 بطريق سير و سلوك و سياحت بكوش
ص 7 عمل كرده .
ص 7 از اين قضيه دلكير و عارو
ص 7 خوف و وسواس
ص 8 -
ص 9 شاه سلطان حسين خواندند
ص 9 -
ص 9 اتفاق به شقاق و اتحاديه نفاق
ص 10 سياح مزبور گويد
ص 10 با نقل و روايات من كه در ايران
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: كروسينسكى
ص٨٨