عمرو بن عبيد اللّه بن معمّر « 8 » نامهاى به يك مضمون و سياق نوشت و توسط غلامش سليمان براى هر يك از آنان فرستاد محتواى اغلب نامهها چنين بود : « پس از سپاس و حمد بارى تعالى ، همانا خداوند از ميان مردم ، محمّد صلى اللّه عليه و آله را برگزيد و به مقام پيامبرى او را مفتخر فرمود و براى رسالت انتخاب كرد هنگامى كه محمد بندگان خدا را به خير ارشاد ، و رسالت و احكام الهى را به آنان ابلاغ فرمود ، خداوند روحش را قبض ، و نزد خود برد و با اينكه پس از رحلت پيامبر ، ما خاندان نبوّت ، اولياء و وارثان حقيقى پيامبر در ميان امّت بوديم و از همهء امّت سزاوارتر و شايستهتر به مقام خلافت و ولايت امر بوديم ، در عين حال مردم ، ديگران را به خلافت بر ما مقدّم داشتند و ما براى حفظ وحدت و دورى از تفرقه و جدائى امّت اسلامى ، و علاقه شديدى كه به عافيت و حسن عاقبت داشتيم از حقّ خود ، چشم پوشيديم . در صورتى كه يقين داشتيم ما به مقام خلافت و امامت ، از كسانى كه آن را عهدهدار شدهاند ، شايستهتر هستيم لباس خلافت تنها بر اندام ما دوخته شده است . من با فرستادهء خود اين نامه را فرستادم و شما را به پيروى از كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا ( ص ) فرا مىخوانم زيرا هم اكنون سنّت رسول خدا محو و نابود گرديده و بدعت در اين دين زنده شده است اگر گفتار مرا بشنويد و از دستور من اطاعت كنيد شما را به صلاح و رشاد ، راهنمائى خواهم كرد . و السّلام » .
منذر از نامه حسين ( ع ) اطّلاع يافت و فرستاده و پيك حضرت را نزد ابن زياد برد .
ابن زياد در بصره و نعمان بن بشير در كوفه از طرف يزيد ، والى و فرماندار بودند ، هنگام
هامش
قبيله عاليه او داراى منزلت و موقعيّت ويژه مىباشد و نام او در جنگ بصره آمده است .
( 8 ) - عمرو بن عبيد اللّه بن معمّر : از قبيله تيم قريش مقيم بصره وى داراى منزلت و بزرگوارى بوده است .