مىكند .
5 - عبد الله بن حسين ( ع ) كه خون او را به آسمان پاشيد و فرمود : اللهم لا يكن اهون عليك من دم فصيل . . . بار الها ! از خون فصيل بر تو آسان نباشد . . .
6 - مسلم بن عوسجه كه بر بالين بر او رحمت فرستاد و آيه شريفه
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ . . .
را تلاوت كرد .
7 - حبيب بن مظهّر كه بر بالين او گفت : خودم و ياران حمايتكنندهام را به حساب خدا مىگذارم .
8 - حرّ بن يزيد رياحى كه بر بالاى سر او گفت : تو - چنان كه مادرت تو را حرّ ناميده - در دنيا آزاد و در آخرت خوشبخت هستى .
9 - زهير بن قين كه بالاى سر او گفت : خدا ترا اى زهير ! از رحمتش دور نكند و قاتلان ترا لعنت كند مانند لعن آنهائى كه مسخ شدند و به ميمونها و خنزيرها مبدّل گشتند .
10 - جون غلام ابو ذر كه بر بالين او فرمود : بار الها صورتش را سفيد و بويش را پاكيزه گردان و ميان او ( رابطه او ) را با محمد و آلش شناسائى كن .
11 - مسلم بن عقيل و هانى بن عروه كه چون در كوفه كشته شدند و خبر شهادتشان در ثعلبيّه به حضرت رسيد به طور مكرّر مىفرمود : رحمت خدا بر آنان باد !
نكته 12 : در كربلاء ، حضرت حسين ( ع ) به سوى هفت نفر بعد از شهادتشان ، رفت :
مسلم بن عوسجه كه بعد از شهادتش به سوى او با حبيب بن مظهّر رفت و بر او رحمت فرستاد . و حر بن يزيد و واضح رومى و يا اسلم تركى كه بعد از كشته شدن به سوى او رفت و بدنش را در آغوش گرفت و صورتش را بر صورت او گذاشت . و جون و عباس بن على ( ع ) و علىّ بن حسين ( ع ) و قاسم بن حسن ( ع ) ( چنان كه در نكته سابق ذكر گرديد ) .
نكته 13 : اعضاى سه نفر از ياران و دوستان حسين ( ع ) در كربلا ، تكه تكه شد :
1 - عبّاس بن على ( ع ) كه نخست دست راستش و سپس دست چپش و سپس سرش از تن جدا گرديد .
2 - علىّ بن حسين ( ع ) كه ضربتى بر سرش وارد شد و سپس با شمشيرها بدنش تكه تكه گرديد .
3 - عبد الرحمن بن عمير كه دستش توسّط سالم و يسار بريده شد و سپس ساق پايش را