نكته 11 : در كربلا از اطفال نابالغ پنج نفر همراه امام ( ع ) به قتل رسيدند : عبد الله بن حسين ( ع ) كه شيرخواره بود ( معروف به على اصغر ( ع ) ) و در روى سينهء امام با تير حرمله كه بر گلويش اصابت كرد ، به قتل رسد . و عبد الله بن حسن ( ع ) كه در ميدان به سوى عمويش شتافت عمّهاش زينب ( ع ) نتوانست از رفتنش جلوگيرى نمايد تا آنكه به نزديك بدن عمويش رسيد و بحر بن كلب را ديد كه قصد زدن امام را دارد و او فرياد زد كه اى پسر زن خبيث ! عمويم را مىزنى ؟ آنگاه بحر متوجّه اين طفل شد و او را به قتل رسانيد .
و محمد بن ابى سعيد [ كه در نكته 6 توضيح داده شد ] و قاسم بن حسن ( ع ) كه عازم ميدان شد و بند كفشش پاره شد و چون خواست آن را ببندد ، به دست عمر بن سعد ازدى كشته شد . و عمر بن جناده انصارى ( كه در صفحات سابق توضيح لازم داده شد ) .
نكته 12 : حسين ( ع ) در مورد ده نفر از دوستان و يارانش بعد از مرگشان ، با حالت مرثيه ذكر خير كرد و به گوشهاى از ارزش فداكارى آنان اشاره فرمود :
1 - علىّ بن حسين ( ع ) كه هنگام شهادتش بر بالاى سرش ايستاد و فرمود : قتل الله قوما قتلوك . ما أجرأ هم على الرّحمن و على انتهاك حرمة الرّسول . على الدنيا بعدك العفا :
خدا بكشد قاتلين تو را چه چيز آنان را بر معصيت خدا و بر هتك حرمت پيامبر جسور كرده ؟ خاك بر سر دنيا بعد از تو .
2 - عباس بن على ( ع ) كه بر بالين او فرمود : الآن انكسر ظهرى و قلّت حيلتى و شمت بى عدوّى : هم اكنون پشتم شكست و چارهام كم گشت و مورد شماتت دشمنم واقع گشتم .
3 - قاسم بن حسن ( ع ) كه بر بالين او فرمود : بعد القوم قتلوك و خصمهم فيك رسول الله ( ص ) . . . عزّ على عمّك ان تدعوه فلا يجيبك . . . قاتلينت از رحمت خدا دور باشند كه دشمنشان در رابطه با خون تو ، رسول خدا است . بر عمويت گران است كه او را بخوانى و نتواند به تو جواب دهد .
4 - عبد الله بن حسن ( ع ) كه او را به سينهاش چسبانيد و گفت : يا بن اخى على ما نزل بك احتسب فى ذلك الخير فانّ الله يلحقك بآبائك الصّالحين . . . اى پسر برادرم ! بر مصيبت وارده شكيبا باش و از آن اميد خير داشته باش . همانا خدا ، تو را به پدران صالحت لاحق
هامش
كشته شدند . قابل دفاع است كه محمد فرزند عبد اللّه بن جعفر از مادر ديگرى بوده است نه زينب ( ع ) .