اجزا برابر باشند - به وزن يك درهم تناول كند . و اگر كمى بيشتر از يك درهم هم باشد مانعى نيست . بايد حب را با گلاب قند بخورد .
چنان كه اشاره كرديم اگر از ماهى نفرت نكرد و گوشت ماهى خورد نشان از بهبودى يافتن است .
و اگر از اثر سم خرگوش دريايى به بيمارى سل مبتلا شود ، بايد علاج بيمارى سل را به كار برد .
3 و 4 - وزغه و آفتابپرست . گوشت چلپاسهء بيابانى ( وزغه ) سم قاتل است . اگر چلپاسهء بيابانى در خم و ظرف شراب افتد و در آن بميرد و از هم بپاشد ، هركس از آن شراب بنوشد مسموم مىشود ، قى مىكند و دلش به شدت به درد مىآيد .
آفتابپرست نيز در سمى بودن تقريبا هم كار چلپاسهء بيابانى است . گويند تخمش سمى است كه فورا انسان را مىكشد - كه بعدا آن را ذكر خواهيم كرد .
برخى گويند اگر آفتابپرست را بپزند و آبپزش را در خزانهء حمام ريزند هركس در آن آبتنى كند جسمش سبزرنگ مىشود و بعدا كمكم به حالت طبيعى برمىگردد - كه من اين را باور نكردهام .
علاج
همان علاج ساير سمهاى از اين قبيل و علاج آلاكلنگ را مىخواهد .
5 - حرذون ( حردون « 1 » ) . نوعى است از انواع چلپاسه و يا خود همان سمندر يا در سميت شبيه سمندر است و آن را حرذون نامند . و آن هم به اندازهء سمندر سميت دارد .
كسى كه گوشت حرذون بخورد ، زبانش ورم مىكند ، بدنش مىخارد ، سردرد مىگيرد ، احساس درد سوزشى مىكند و پردهاى از تم بر چشمش مىآيد .
علاج
كنجد ، خرنوب معمولى و شكر را هريك يك جزء متساوى در روغن گاوى بريز و به هم زن ! و بخورند .
بايد شير تازه دوشيده زياد بخورند .
بدنش را با روغن چرب كنند و در حمام آبتنى كند .
6 - سالامندرا « 2 » ( سمندر ) . سمندر از جنس مارمولكها به شمار مىآيد و در بحث گزش جانوران از آن ياد مىكنيم .
هامش
( 1 ) - شبيه چلپاسهء بيابانى و ماهى سقنقور است . آن را در اصفهان مال مالى و در طبرستان ماچه كول نامند - تحفه . در زبان كردى ( سه رما زّه لّه ) است .
( 2 ) - يونانيان سمندر را سالامندرا گويند ، كه از جنس مارمولكيها و تا حدى به مار شبيه است . خلنگ به رنگ زرد و سياه است - تحفه . در كردى سمندر را زه رده قوّره نامند .