سميت اين جانور بعد از طلوع ستارهء شعرا ( دو خواهران « 1 » ) و قبل از فصل پاييز و در فصل پاييز خطرش از هروقت ديگر بيشتر است .
علاج
بايد قبل از هر چيز و بىدرنگ وسيلهء آب تودرى ( قدومه ) مخلوط با بورهء قرمز قى كنند . وسيلهء آبپز كاه ( آبپز انجير - نسخه . ) ( آبپز گل - نسخه . ) حقنه شوند .
بايد قى دادن چندين بار و پشت سر هم تكرار شود .
اگر براى حفظ مثانه ، خون از مسموم آلاكلنگ خورده بگيرند خالى از بهره نيست .
بعد از پاكسازى از راه قى كردن و حقنه پياپى ، شير بنوشند ، لعاب اسفرزه و آب خرفه و كرهء زياد بخورند و در اين حالت حقنهاش كنند . مايهء حقنه تركيبى از آبجو ، خطمى ، سپيدهء تخممرغ و لعاب بزركتان باشد . و يا حقنه مايه از آبجو ، آب برنج يا آبپز شنبليله و يا آبپز ذرت ( بلال ) باشد .
آبگوشت چرب ، روغن بادام ، پيه غاز ، زردهء تخممرغ نيمبند ، روغن حيوانى ، عسل ، گلاب قند و روغن بادام باهم و دوغ گاوى بخورد كه همگى خوبند و در خنثى كردن اثر سم آلاكلنگ تأثير دارند . عسلاب ، ثمر صنوبر بزرگ ، ثمر صنوبر كوچك ، شراب سيكى ( ميپخته ) كه با پيه غاز باشد ، شربت عسل كه با بزرهاى ادرارى از قبيل : تخم خربزه و تخم خيار چنبر خوردنى بپزد و بخورد ، خوب است .
آبپز انجير و شربت بنفشه از جمله داروهاى مفيد در علاج مسموم شدن از آلاكلنگ هستند .
گويند روغن به پادزهر آلاكلنگ است . روغن سوسن نيز پادزهر آلاكلنگ است . گل شاموس ( كوكب الارض ) هم پادزهر آلاكلنگ است .
اگر وسيلهء شربت ادرومالى ( شربت عسل با آب باران ) خود را اسهال دهند خوب است .
روغن گل را در ذكر مسموم از آلاكلنگ بچكانند . اما نبايد وسيلهء تزريق به كار برند . بايد وسيلهء نوعى قيف مانند بسيار نرم كه هيچ آزار نرساند قطرههايى از روغن گل در دهانه ذكرش بچكانند .
بيمار در آبزن پر از آب ولرم بنشيند .
2 - خرگوش دريايى . « 2 » كسى كه از خرگوش دريايى مسموم شود ، اين روىآورها را مىبيند :
1 - تنگنفسى و دشوارنفسى گريبانگيرش مىگردند .
2 - چشمش سرخ مىشود .
هامش
( 1 ) - در اينجا مقصود طلوع ستارهء دو خواهران در صورت فلكى كلب الاكبر ( سگ بزرگتر ) است ، كه در نيمهء تابستان طلوع مىكند . اين موسم در زبان كردى گهلاويژ ناميده مىشود - م .
( 2 ) - ارنب بحرى : خرگوش دريايى . حيوانيست از جمله صدفيها ، رنگش مايل به سرخ و در چند جاى تنش سبز رنگى تا حدى ديده مىشود . سرى چون سنگ سخت دارد و سم قاتل است - تحفه .