احساس مىكند كه زبان كوچكه ، كام ، مرى و قصبة الريه تنگ آمده و بركندگى دارند . تن مسموم خشك مىشود ، مىآماسد ، بخار بد دودى از دهانش برمىخيزد ، زبانش از حرف زدن عاجز مىشود ، گيجگاهش مىپرد و سرانجام به لرزه و تشنج دچار مىشود ، رنگ رخسار بدرنگ ( زرد مايل به سياه مات ) مىشود ، با حالت خفگى روبرو مىگردد و قرقر در شكم و باد شكم بسيار مىشود .
كسى كه درونه خورده است سراسيمه مىشود ، وقتى مىخواهد برخيزد چشمش اولا به سياهى و تيرگى مىگرايد و ثانيا تر غير طبيعى است و در سينه احساس سنگينى مىكند .
گياه درونه در سرزمين هرقله و در جاهاى ديگر هم مىرويد ؛ مزهاش تلخ و بويش بد است .
علاج
بايد بىدرنگ آب قدوم ( تودرى ) بنوشند و قى كنند . بعد از آن حقنه شوند و بعد از حقنه داروهايى از قبيل : مرزهء كوهى ، گندناى بيابانى ، فيجن ، خاراگوش ، درمنهء ارمنى با شراب و ماشدار و با شراب بخورد و يا به وزن يك درهم و نيم روغن بلسان در شراب ريزد و بخورد .
شرابى كه براى خنثى كردن اثر سم بسيار مفيد باشد آن است كه آهن در كوره سرخ شده يا نقره و يا طلاى بر آتش سرخ گشته را در آن خاموش كرده باشند .
ريمآهن بخورد در علاج سم داروى خوبى است .
پنيرمايه « 1 » بخورند خوب است و در ميان پنيرمايهها پنيرمايهء گوزن ، پنيرمايهء آهو و پنيرمايهء بزغاله ويژگى دارند . بعد از پنيرمايهها اعتماد بر آبگوشتهاى چرب است و تا مىتوانند بخورند .
29 - آزاد درخت . اگر حيوان برگ درخت آزاد درخت را بخورد مىميرد . شايد چوبش هم سم باشد .
علاج مسموميت با آزاد درخت همان علاج مسموم شدن از خرزهره است .
30 - شلتوك . برخى از طبيبان پيشينه فرمودهاند : اگر كسى به حد زياد پوسته برنج ( شلتوك ) بخورد ، دهان و زبانش به درد مىآيد ، زبانش مىآماسد ، درد از دهان و زبان به مرى و معده و رودهها سرايت مىكند و سراسر بدن به حالت التهاب مبتلا مىشود . ازاينرو شلتوك را از ردهء سمىها شمردهاند .
علاج
علاج آزار ديدن از خوردن شلتوك همان علاج مسموم شدن از آلاكلنگ است و بايد ميوهء به در روغن زيتونى كه بيمار مىخورد پخته باشد .
31 - بزر گزنه . كسى كه از خوردن بزر گزنه مسموم شود ، روىآورهاى مسموميت پيازدشتى
هامش
( 1 ) - پنيرمايه : انفحه . در كردى آن را شيلاوك نامند .