برگشته باشد ) ، سم قتالى مىشود و اندامان درونى را پاره مىكند . كسى كه جيوهء مرده بخورد ، به حالاتى شبيه مردارسنگ سفيد خورده مبتلا مىشود ؛ يعنى به دلپيچه و پيچش رودهها دچار مىآيد ؛ خون به جاى مدفوع ريزش مىكند ، زبانش سنگين مىشود ، معدهاش سنگينى مىكند ، بدنش مىآماسد و ادرارش حبس مىشود .
علاج جيوهخور
بعد از پاكسازى لازم وسيلهء قى دادن و امثال آن ، بايد داروهاى پادزهر جيوه را استعمال كنى كه عبارتند از :
1 - به وزن سه درهم مر در شراب ريزد و بخورد .
2 - يا پياپى و چندين بار عسلاب بخورد .
3 - بعد از عسلاب تنها ، اينبار عسلاب با بورك مخلوط شود و بخورد .
4 - بعد از آن علاج پوستهاندازى درونى را به كار ببرد .
5 - وسيلهء داروهاى نيروبخش قلب حقنه شود .
اگر جيوه در گوش كسى رفته است ، بر يك پا بايستد و گوش جيوه خورده را به طرف پايين خم كند كه سرش را طبعا به آن طرف خم كرده است لىلى كند و بكوشد كه جيوه بيرون آيد .
اگر در اين حالت كه سر را بسيار خم كرده و گوش جيوه خورده رو به پايين است ، چيزى را بر دست طرف مقابل بياويزد ، خوب است . و اگر او را در ننو يا تاب بگذارند و طرف جيوهاى رو به پايين باشد و او را بجنبانند خوب است .
برخى از طبيبان ميل سربى به داخل گوش فرو مىبرند كه جيوه به ميل بچسبد و بيرونش بكشند ، كه به عقيدهء من اشتباه كردهاند ؛ زيرا اگر جيوه در همانجا جمع شده است كه ايشان مىپندارند ، بايد نزديك باشد و ميل مستقيم بدان برخورد كند ، در اين صورت با جنبيدن در ننو يا لىلى كردن بيرون مىآيد و ميل و ميلكارى نمىخواهد . و اگر ژرفاروتر از آن باشد كه مىپندارند ميل بدان نمىرسد .
4 - مردارسنگ سفيد شده و سونش سرب . سميت اين هر دو يك حكم دارند ؛ كسى كه مردارسنگ سفيد شده يا سونش سرب خورده است روىآورهاى زير در او پيدا مىشوند :
بدن مىآماسد ، زبان سنگينى مىكند ، ادرار و مدفوع بند مىآيند . گاهى رخ مىدهد كه بيش از حد اسهال مىشوند ، معده سنگين مىشود ، رودهها احساس سنگينى مىكنند و ممكن است مقعد بيرون جهد و پوستاندازى كند ، بالاييهاى بدن باد كرده مىشوند ، در شكم غدهاى بسيار سخت برمىآيد ، رنگ و رخسار بيمار توسى مىشود ، نفستنگى رخ مىدهد و ممكن است بيمار خفه شود . در بعضى حالات ممكن است مدفوع از راه قى آيد و رنگ بدن به كلى سربى شود .