روفس حكيم مىفرمايد : « كنيزكى را به سم خوردن عادت داده بودند ، تا پادشاه وقت را - كه با كنيزك در ارتباط بود - به دام سم بكشد و بكشد . مزاج بدنى كنيزك به حدى رسيده بود كه لعاب دهنش كشندهء جانداران بود و مرغ خانگى به لعابش نزديك نمىشد . »
نشانيهاى اثر سمها
اگر كسى سم خورده است ، با معاينهاش مىتوانى از پيامدهاى دارو بدانى چه نوع سمى را خورده است :
اگر مسموم احساس درد گزشى مىكرد ، نفسش بريده برمىآمد ، دلپيچه داشت و قرحهء خورهاى در بدن بروز كرد ، بدان ! كه داروى سمى از نوع بسيار گرم و تند است از قبيل : زرنيخ ، مرگ موش ، جيوهء مرده .
اگر سم خورده التهاب شديد داشت ، عرق زياد مىريخت ( خون از رگها مىتراويد - نسخه . ) ، چشمش سرخ شده و بسيار افسرده گشته بود و زياد تشنه مىشد . بدان ! كه سم تأثيرگذار بر بدنش تنها گرم مزاج بوده است و لا غير . مثلا شير گياه شير سگ و شبيه آن را خورده است .
اگر سم خورده خوابآلوده و كرخ شد و احساس سرما كرد ، بدان ! كه سم از نوع مخدرات است .
اگر سم خورده از تاب و توان افتاد ، عرق سرد كرد ، حالت غش كردن به وى دست داد و روىآورهاى ديگر نبودند ، بدان ! كه سم تأثيرگذار بر بدنش از آن نوع سمها بوده كه گوهر سمى دارند . كه اين نوع از هر سم ديگرى بدترند .
گاهى بوى بدن سم خورده خبر از نوع سم مىدهد ؛ مثلا :
1 - گاهى همهء بدن بوى سم را پخش مىكند ، مانند كسى كه از خوردن افيون مسموم شده است ، تمام بدنش بوى افيون مىدهد .
2 - ممكن است تنها يكى از اندامان تن سم خورده بوى سم را پخش كند ؛ مثلا اگر كسى داروى سمى عفونتزاى مانند : خرگوش دريايى ، درونه و يا آلاكلنگ بخورد بوى گند از دهانش مىآيد .
ممكن است از برآورده ( قى كرده ) بر نوع سم آگاه شوى . و در اين صورت ممكن است گوهر سم را با چشم ببينى يا بوى آن را حس كنى و يا از طعمش نوع سم را بشناسى . مثلا :
1 - اگر مسموميت از خوردن مردارسنگ يا گچ باشد ديده مىشوند . يا اينكه مسموم خون لخته يا شير پنير شده و منعقد گشته بيرون مىدهد ، كه در برآورده ديده مىشوند .
2 - اگر شخص از افيون مسموم شده باشد ، قى كرده بوى افيون مىدهد .
3 - اگر كسى از خوردن خرگوش دريايى يا قورباغه مسموم شده باشد ، قى كرده بوى گوشت و عرق مىدهد .