است تا اندازهاى قسمتى از پوست برجستهتر از حالت طبيعى و برجستگى به مار شبيه باشد ، ازاينرو اين نوع دوم و بدتر را درد مار ناميدهاند .
مادهء بدجنسى كه سبب توليد اين دو بيمارى مىشود ، مىتواند هريك از مواد زير باشد :
1 - مادهء خلط صفرايى فاسد به زير پوست مىخزد .
2 - مادهء خلط سودايى فاسد است و خرابكارى از او است .
3 - شايد بلغم ( خلط بلغم ) به پوست آيد و موها را بزدايد .
4 - امكان دارد خلط بدجنس مو برانداز خون فاسد باشد .
- چگونه بدانيم كه اين خرابكارى از كدام خلط است كه بدجنسى كرده و فاسد است و موها را به فساد كشانيده است ؟
1 - جاى مو ريزش كرده را وسيلهء استره بتراشند و ماساژ دهند ، رنگ پوست بعد از تراشيدن و ماساژ دادن از نوع خلط فاسد و خرابكار كه او را به اين روز نشانده است گزارش مىدهد .
پيامد و روآورهاى نوع بيمارى نيز خبر مىدهند كه چه نوع خلطى سبب شده است - كه اينها را مىدانى !
اگر جاى مو ريخته را تراشيدى و ماساژ دادى و زود قرمز شد ، دليل بر آن است كه زود خوب مىشود ؛ زيرا خون است كه در اين نزديكيها است و در بالا آمدن به سوى پوست تأخير نمىكند . و اگر دير قرمز شد دليل بر دير خوب شدن آن است و سبب را دانستى .
اصرار و ابرام زياد در ماساژ دادن خوب نيست مبادا به زخم چركين تبديل شود و ديگر از رويش مو به كلى جلوگيرى كند .
علاج
بهتر آن است كه قبل از هر چيز آن خلط خرابكار - هر نوع خلطى كه هست - از بدن پاكسازى شود و در درجهء دوم غذا را مراعات كنند و غذاى بسيار خوب كيموس بخورند ؛ كه بدن آمادهء مقابله با بيمارى شود - كه غذاهاى خوب كيموس را مىشناسى .
كمى شراب صاف و كممايه و مخلوط نيم به نيم را با آب و كمى شيرين مزه بخورند خوب است .
قبل از ماساژ دادن و بعد از ماساژ دادن جاى مو ريخته حمام كنند مفيد است .
پاكسازى بدن از خلط - كه بايد بر هر كارى مقدم باشد - بايد بعد از تشخيص نوع مادهء موريز و برحسب چگونگى ماده عمل شود . شايد داروى اسهالى ، قىآور و شايد خونگيرى لازم باشد . بايد سر را نيز پاكسازى لازم و ويژه به سر كرد . مايهء پاكسازى سر بايد داروهاى بو كردنى ، به بينى كشيدنى و در گلو گرداندنى - كه در بحث از بيماريهاى سر همگى به تفصيل ذكر شدهاند - باشند .
بعد از پاكسازيهاى لازم به علاج پوست بپرداز ! آنچه از خلط بدكار را كه در پوست كمين كرده بيرون آور كه بايد تحليل برود و بايد در اين پاكسازى پوست شتاب به خرج داد و تا پوست با خلط بدجنس خو نگرفته است و خلط زياد ريشه ندوانيده است [ و و بال همنشين در
قانون ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: أبو علي سينا
ص١٢١