نسخه :
دردى شراب شش درهم ، گوگرد زرد هشت درهم ، بزر سداب سه درهم ، گند بيدستر و بزر ترتيزك آبى از هريك دو درهم . همهء اينها را درهم مخلوط كن و با خون لاكپشت آبزى ( كشف ) درهم بسرش ! يك درهم از آن را با سى و پنج مثقال شراب تناول كنند .
گذاشتنىها و ماليدنيها :
خود كژدم كشته شود و برجاى نيش كژدم بگذارند ، علاج خوبى است ؛ دم كژدم هم همينطور .
گياهى هست كه آن را دم كژدم نامند ؛ زيرا به دم كژدم شبيه است . گويند در علاج نيش عقرب كه برجاى نيش بگذارند ، خوب است . ليكن بنا به گفتهء آن يهودى اگر اين گياه را بر جايى سالم و نيش نزده بگذارند ، كرخيده و بىحس مىشود و خون را مىميراند .
بدن موش را بشكافى و برجاى نيش كژدم بگذارى درد را از بين مىبرد . اين دارو جاى تصديق همگان است .
قورباغه را كالبدشكافى و برجاى نيش كژدم بگذارى خوب دارويى است .
من خودم مركب هندى را آزمودم و برجاى نيش كژدم ماليدم ، بهره ديدم و درد تسكين يافت .
شير انجير نارسيده نيز بسيار خوب است .
گند بيدستر خوب است .
گويند بلادر از آن داروهاى شگفتآور است و فورا درد را تسكين مىدهد .
شخار با سركه بسيار خوب است .
گوگرد زنده با صمغ درخت صنوبر درد نيش كژدم را از بين مىبرد .
گوگرد زنده با سقز درخت بنه بسيار خوب است .
گوشت ماهى نمكسود را برجاى نيش كژدم بگذارند درد نمىماند .
سير را بپزند و با روغن حيوانى به گرمى برجاى نيش كژدم گذارند درد تسكين مىيابد .
بزر كتان خوب است ، بزر خطمى هم خوب است . بزر كتان و بزر خطمى كه با نمك باشند و بر جاى نيش گذارند بسيار خوب است .
آرد جو با افشرهء سداب يا با آبپز سداب بسرشد و برجاى نيش كژدم گذارند خوب است .
سبوس آرد گندم با چلغوز كبوتر بپزد و بر جاى نيش كژدم گذارند .
ريحان كوهى را برجاى نيش كژدم بمالند فورا درد تسكين مىيابد .
بيخ هندوانهء ابو جهل ، كاسنى كاشتنى و كاسنى بيابانى همه خوبند ؛ هركدام را بر جاى نيش كژدم گذارند خوب است .
هل با ريحان كوهى كوبيده شوند و بر جاى نيش مالند بسيار خوب است .
مرزنگوش خشك خوب است .
نمكى كه از ادرار به دست مىآيد - كه چنين نمكى به كار هيچچيز و هيچكس نمىآيد - در تسكين درد نيش كژدم بسيار مفيد است .