فصل دوم شكستهبندى استخوان
اگر شكستن استخوان در بدن بچه و نوجوان باشد علاج آسان است و شكسته بدون زحمت زياد همديگر را مىگيرد و به حالت طبيعى بازمىگردد ؛ زيرا نيروى اوليهء خلقت در آنها باقى است .
اگر سن شخص از نوجوانى گذشته و به جوانى رسيده است و يا جوانى را هم پشت سر گذاشته ، استخوان شكستهاش به هم نمىآيد و بايد وسيلهء جوشكارى آن را به هم چسباند . مادهء جوشكارى بايد مادهء كركركى باشد ، كه چيزى است ميان استخوان و غير استخوان . يعنى درست بايد در اين جوشكارى پيروى از روش مسگران كرد كه هر دو نوع سرب ( سرب سياه و قلعى ) را در جوشكارى به هم مىآميزند .
استخوانهايى كه شكستهبنديشان مشكلتر از بقيه است به ترتيب اولويت از اين قرارند :
1 - استخوان بازو كه اگر بشكند ، جوش خوردنش از هر استخوان ديگرى دشوارتر است .
2 - در درجهء دوم استخوان زند است .
3 - استخوان چنبر اگر به سوى داخل بدن بشكند بسيار صعب العلاج است .
4 - اگر استخوان زند زيرين بشكند ، به هم جوش دادنش بسيار مشكلتر از آن است كه زند زبرين بشكند ؛ چنان كه در حالت دررفتگى هم همين را گفتيم .
5 - اگر استخوان ران و استخوان ساق بشكنند ، بستن و جوش دادن آنها آسانتر از همهء حالتهاى ديگر است ؛ زيرا ران و ساق مىتوانند دراز بكشند و بگسترند و در جوشكارى آنها مانعى نباشد .
زمان شكستهبندى استخوان در اندامان مختلف ، متفاوت است به قرار زير :
چنان كه گويند به هم آوردن و جوش خوردن استخوان شكستهء بينى ، ده روز وقت مىخواهد .
دندهء شكسته در بيست روز به هم جوش مىخورد .
استخوان زند و امثال آن براى جوش خوردن كافى سى روز تا چهل روز زمان مىخواهند .
استخوان ران اگر بشكند در مدت پنجاه روز و شايد بيش از پنجاه روز و تا سه ماه و چهار ماه و بالاتر از آن به هم جوش مىخورد .
اگر شكستهبند در جوش دادن و بستن استخوان اشتباه كند و استخوان به سوى شكم كج شود ، بهتر از آن است كه به سوى پشت بيمار كج گردد ؛ كه در اين حالت كجشدگى به طرف سنگينى است .
احيانا رخ مىدهد كه شكسته بسته نخواهد شد كه احتمالا يكى از سببهاى زير در اين حالت تأثيربخشند :
1 - به حد زياد و بيش از اندازهء لازم دارو بر آن پاشيدن
2 - بهطور زياد و غير طبيعى استخوان را باندپيچى كردن و باز كردن
3 - شتاب به خرج دادن در حركت كردن نابهنگام حركت دادن شكستهء بسته