گفتار دوم شكستن استخوان بهطور كلى
فصل اوّل مفهوم شكستن استخوان
منظور از كلمهء شكستن استخوان در اينجا از هم جدا شدن پيوند استخوان است ؛ كه چندين حالت و چند اسم دارد :
اگر استخوانى پيوندهايش از هم بگسلد و به تكههاى بسيار كوچك تبديل شود آن را كوفتگى نامند . و ممكن است قطعههاى استخوان از هم جدا نشوند ؛ كه اين نيز دو حالت دارد :
يا صاف و هموار است و يا شاخهشاخه .
در حالت صاف و هموارى نيز فرق هست ، ممكن است از پهنا بشكند و ممكن است در طول درز برد .
اگر شكستن در پهنا رخ دهد ممكن است پيدا و آشكار باشد و ممكن است نامعلوم و پنهان باشد .
اگر در طول درز برد ، آن را ترك ناميم و اگر پديدار و معلوم نيست آن را درز بردن ناميم .
برخى از اطباء براى حالات گوناگون شكست استخوان نامهاى مختلف و گوناگون دارند ، كه از اين قرارند :
اگر شكست زياد در پهناى استخوان رخ دهد و اين شكست ژرفارو باشد ، سه نام دارد به نامهاى فجلى ( تربى ) ، قثوى ( خيار چنبرى ) و قضيبى ( چوبدستى كوتاه ) .
اگر شكست استخوان در طول رخ داده و درزش زياد نيست و باريك است . آن را مشطب ( پرند تيغى ) گويند .
اگر درز و شكست در طول و نسبتا پهن باشد ، آن را هلالى ( ماه نوى ) و قضيبى ( چوبدستى كوتاه ) گويند .
اگر استخوان شكسته و به قطعههاى ريز و كوچك تبديل شده است ، آن را سويقى ( قاوتى ) ، جريشى ( بلغورى ) و جوزى ( گردويى ) نامند .