2 - اگر بيمار مبتلا به بيمارى سخت ، در نخستين مرحلههاى بيمارى عطسه كند ، سببش يا زكام است يا خلط گزنده در بدن دارد كه سبب عطسه شده است .
نشان جستن از مدفوع
در كتاب اول قانون دربارهء نشان جستن از مدفوع و معاينهء مدفوع و چگونگى خوب و بد آن به طور مختصر بياناتى داشتيم . در اينجا كه بحث از بيماريهاى سخت در ميان است لازم مىبينم با تفصيل و توضيح بيشترى در اين زمينه سخن بگويم .
قبل از هر چيز يادت باشد ! بيمارى كه در اثناى بيمارى بسيار عرق مىكند ، بحران كامل بيماريش با اسهال رخ نمىدهد .
نشان از رنگ مدفوع
در اثناى بيمارى سخت تغيير رنگ دادن مدفوع از حالت طبيعى تنها در دو مورد خوب است و به نفع بيمار گواهى مىدهد :
1 - در يكى از روزهاى با حورى كه نشانيهاى خوب بحران پيدا باشند و مادهء خلط سبب بيمارى به پختگى رسيده باشد و شكم بيمار روان شود و رنگ مدفوع طبيعى نباشد ، مانعى ندارد و نشان از آن دارد كه بدن چنان كه لازم است پاكسازى شده است .
2 - اگر داروى مسهل بسيار تأثيربخش و قوى به بيمار بدهى و از اثر دارو اسهال شود و رنگ مدفوع بر خلاف رنگ طبيعى باشد ، جاى نگرانى نيست و دليل بر آن است كه پاكسازى برحسب توقع صورت گرفته است .
در اثناى بيمارى سخت اگر مدفوع بيمار به مدفوع بچهء شيرخواره و به مدفوع بچهاى كه هنوز غذايى بجز شير نمىخورد شبيه بود و سياه رنگ و بدبو باشد ، بد است و نشان از بدحالى بيمار دارد .
اگر بيمار در اوايل بيمارى مدفوعش همراه با خلط مرارى باشد خوب نيست ؛ زيرا نشان آن است كه خلط مرارى بر بدنش چيرگى يافته است .
اگر در مرحلهى چهارم بيمارى - كه دوران پايين آمدن شدت بيمارى است - مدفوع بيمار با خلط مرارى باشد نشان از خوبى حال بيمار است ؛ زيرا دليل بر آن است كه بدن بيمار دارد از خلط موذى پاك مىشود .
اگر در اثناى بيمارى سخت ، خلط مرارى به حد زياد با مدفوع بيمار بيرون ريخت و بيمار احساس آسودگى و سبكى نكرد نشان از خوبى حال بيمار ندارد .
اگر در اثناى بيمارى سخت نشانيهاى روىآور خوب نبودند و بيمار كاملا از ناافتاده بود و با اين حال شكمش زياد مىرفت و هيچ نوع از سبكى تن رخ نداد ، حتى اگر تب ناشى از بيمارى دست بردارد باز نشان از مرگ بيمار است .
اگر بيمار در اثناى بيمارى سخت ، بدون اينكه چيزى چرب خورده باشد مدفوعش نوعى از