4 - بعد از قى در درجهء چهارم بول است ، كه اگر بحران با ادرار بيمار شروع شود ، علاجش آشكار است .
5 - بعد از آن ترتيب سلامت بحران بيمارى بعد از حالتهاى نامبرده عرق كردن را بايد نام برد .
6 - وجود خراجهاى رويهء بدن كه بحران را اعلان كنند در درجهء ششم قرار داد . خراجها از پيامدهاى بحران انتقالى و ناقص است .
گاهى اتفاق افتد كه بحران خراجى از بحران عرق كردن قوىتر و سرنوشتسازتر باشد ؛ و بارها رخ داده است كه با بحران خراجى ، بيمارى يكباره رخت بربسته است ، مشروط بر اينكه خراج پيامد بحران بيمارى پسنديده و نسبتا كمخطرى باشد ، كه در آن صورت مادهء خراج نيز سالم و بىخطر است . امّا اگر خراج بد و ناپسند باشد ، اندامى كه خراج از آن سر مىزند مىميرد .
خراجهايى كه در بحرانهاى بيمارى سر برآورند انواع و اشكال دارند ؛ از قبيل : دمل ، دملهاى داخلى ، خراجهاى طاعون ، جوش مورچگى ، جمره « 1 » ، آتش پارسى ، خوره ، آبله ، خناق و قرحهها كه زياد در بدن پيدا مىشوند .
ممكن است حالت بحران يا جزئى از آن ، گره مانند پيدا شدن در ماهيچه و پىرگها باشد ، و ممكن است بحران با گرى و انواعش روىآورد .
امكان دارد بحران به صورت قوباء ، سرطان ، پيسى ( برص ) ، غده ، داء الفيل ( پيل پايى ) ، دوالى ، باد كردن دست و پاها و غيره خودنمايى كند .
گاهى در بحران انتقالى خراج پيدا نمىشود اما علامت بحرانى به بيماريهايى از قبيل :
دهن كج شدن ، تشنج ، سستى بدن ، به درد آمدن سرين ، به درد آمدن پشت ، به درد آمدن زانو ، بيمارى يرقان ، داء الفيل و دوالى بينجامد .
اين را نيز بدان ! كه اگر بحران انتقالى نشانيهاى بروز بحران را بروز ندهد ، اميد بهبودى نمىرود ؛ اما اگر حالت بحران انتقالى خراج يا چيز ديگرى را در اندامى از اندامان تن نشان داد ، ممكن است بعد از آن نوبت بهبودى يافتن باشد . يعنى علامت اين است كه بيمار از بيمارى رهائى يافته است و خراج يا علامت ديگر كه ظاهر شده مژدهء سلامت با خود دارد .
نشانى خوب در بحران انتقالى آن است كه در پايينهاى بدن خودنمائى كند ، و بهتر و پسنديدهتر آنكه علامت بحران انتقالى در رويهء بدن پيدا شود و بعد از پخته شدن كامل مادهء بيمارى سر برآورد و از اندامان ارزنده دور باشد .
چنان كه گزارشگر جنگى و مفسر و كارشناس دربارهء جنگ ، قبلا علامت غلبهء دشمن يا پيروزى فرمانرواى شهر را پيشبينى مىكنند ، همچنان بايد طبيب معالج قبل از نهايت جنگ درونى - كه ميان طبيعت و نيروى بدجنس بيمارى است - پيروزى و غلبهء يكى بر ديگرى را پيشبينى كند ؛ بداند كه بحران در حالت پسنديده است و به نفع بيمار يا بحرانى كه در راه است
هامش
( 1 ) - جمره : التهاب پوست و زير پوست كه خراج نيست - لاروس .