در بحران خوب - چنان كه سابقا مثالش را آورديم - بدن مادهء دشمن بهبودى را كاملا دفع كرده و از شرش خلاص شده است . در بحرانى كه خوب است امّا نه كامل بلكه بحران انتقالى است ، بدن نقاط مهم و استراتژيكى را از دشمن پس گرفته امّا هنوز دشمن در اطراف شهر تن لنگر انداخته است و بايد به جنگ پاكسازى اطراف برود .
در حال هر دو بحران بد و خوب ، چند حالت احتمالى هست :
الف - اگر بحران ناقص و خوب امّا انتقالى است ، بقيهء مادهء بيمارى - كه همان لشكر شكسته دشمن است و در اطراف مانده است - به وسيلهء تحليل رفتن خود به خود از بين مىرود .
ب - اگر بحران بد و انتقالى است ، پيامدش پژمرده شدن بدن بيمار و كمكم تحليل رفتن نيروى طبيعت او است .
ج - بحران اگر ناقص باشد ، آژيرش در روز موعد بحران بهطور كامل اعلام مىشود ؛ مشروط بر اينكه آژيرى در ميان باشد - كه اين را در بحث راجع به روزهاى بحرانى توضيح مىدهيم و در آنجا روزهاى آژير بحرانى را در هر دو حالت بحران خوب و بحران بد شرح خواهيم داد .
د - اگر بيمارى ناشى از مادهء خلط تندمزاج و كممايه بوده و بيمار داراى نيروى كافى بدنى باشد ، توقع بحران كامل را داشته باش !
ه - اگر نيروى بيمار بر مرام نيست و تا حدى ناتوان شده است و مادهء بيمارىزا غليظ است ، توقع داشته باش كه بحران انتقالى و ناكامل پديد آيد .
حال برگرديم به حالت اول كه گفتيم اگر ماده كممايه و رقيق باشد توقع بحران تمام و كامل داشته باش . اگر مادهء كذائى بسيار بسيار كممايه باشد ، بحران با عرق كردن بيمار شروع مىكند و بالاخره با عرق كردن ، بيمار از بيمارى رهايى مىيابد . و اگر ماده آنقدرها رقيق و كممايه نبود و بيمارى بسيار شدت داشت ، بحران با خونريزى بينى شروع مىشود . و اگر با خونريزى بينى نباشد ، با ادرار يا با اسهال و يا با قى كردن وجود خود را اعلام مىكند .
و - اين را نيز بدان ! كه آب بينى لزج ( خلم ) ، ريم و چرك گوش ، ژفك چشم و اشكريزى چشم از علامات حالت بحرانى در بيماريهاى سر هستند و بحران با يكى از آنها شروع مىشود .
ز - خون تف كردن در بيماريهاى سينه علامت ورود به حالت بحرانى است .
ح - اگر بحران با جريان خون بواسير شروع شود ، در اكثر حالات و در بسيارى از بيماريها نويد خوبى بحران است ؛ ليكن اين جريان خون بواسير به علامت بحران بيمارى ، اكثرا در بيمارانى پديد آيد كه به بواسير عادت دارند .
ترتيب سلامت بودن حالت بحران بيمارى به صورت زير است :
1 - شديدترين و سرنوشتسازترين حالت بحرانى آن است كه با خونريزى بينى شروع مىشود ؛ زيرا مادهء بيمارى را يكباره و بدون كم و كاست بيرون مىدهد .
2 - بعد از خوندماغ ، اسهال آيد . بحرانى كه با اسهال شروع شود خوب است و بهبود را خبر مىدهد .
3 - بعد از اسهال ، شروع بحران با قى كردن از غير خود سلامتتر است .
قانون ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: أبو علي سينا
ص٢٢٥