فصل چهل و نهم حصبه
اين را بدان ! كه حصبه تو گويى آبله صفرايى است و در اكثر حالات باهم فرقى ندارند ؛ تنها فرقهايى كه دارند به قرار زير است :
1 - حصبه از مادهء صفرايى توليد مىشود .
2 - جوشهاى حصبه ريز و كوچكتر از جوش و تاول آبله هستند . جوشهاى حصبه مثل اين است كه از پوست جدا نشدهاند ، چندان حجم ندارند كه به حساب آيند و بويژه در سرآغاز پيدايش حصبه حجم چندانى ندارند ؛ در صورتى كه آبله از همان سرآغاز پيدايشش برجستگى و - نسبتا - كلفتى دارد .
3 - حالات ابتلاى مردم به حصبه كمتر از آبله است .
4 - حصبه كمتر از آبله چشم بيمار را زيان مىرساند و كمتر اتفاق مىافتد كه چشم را در بر گيرد .
نشانيهاى پيدايش حصبه به نشانيهاى پيدايش آبله نزديكند تنها فرقهاى ميان آنها اين است كه :
الف - دل به هم آمدن و افسرده شدن مبتلا به حصبه بيشتر است .
ب - حالت التهابى در حصبه شديدتر از آبله است .
ج - احساس درد پشت در حصبه كمتر از آبله است ؛ زيرا مادهء به وجودآورندهء آبله بيشتر تمايل به سبب پرشدگى بدن از خون دارد و پرشدگى خون ، رگهاى بالاى پشت را كش مىدهد . و اين را مىدانى كه اگر خون فاسد به حد زياد در بدن باشد ، آبله توليد مىشود ؛ اما حصبه از خون فاسد كم - در اندازه - توليد مىشود .
د - اكثرا حصبه يك دفعه ظهور مىكند ، امّا آبله كمكم و بار بعد از بار پيدا مىشود .
نشانيهاى خطرناك يا كمخطر بودن حصبه و آبله به هم شبيهند .
اگر حصبه زود بروز كند و زود به پختگى برسد ، خطرناك است .
اگر حصبه سخت يا به رنگ سبز و بنفش باشد ، خطر دارد .
اگر حصبه در پختگى و رسا شدن دير كرد و بيمار حصبهزده بسيار افسرده شد و چندين بار پياپى غش كرد ، بيمار را از بين مىبرد .
اگر حصبه يكباره از نظر پنهان شد ، حصبهء ناپسند است و غش كردن بيمار را بدنبال دارد .
علاج
در علاج آبله بايد قبل از هر چيز وسيلهء شيار كردن پوست بيمار ، خون لازم را بيرون آورى ، مشروط بر اينكه بيمار اين عمل را تحمل كند . و اگر حصبه بود و ديدى كه از اثر پرشدگى خون در رگهاى بدن است ، باز همين شيار كردن پوست وسيلهء لبهء تيغ لازم است . مدتى كه بايد اين عمل را در آن انجام دهى تا روز چهارم است ؛ اما وقتى آبله برجسته و نمايان شد ، ديگر خون كشيدن لازم نيست ، مگر اينكه پرشدگى از خون بسيار شديد باشد ، كه در اين صورت همين