شده و مدفوعش سبز خونى يا شبيه خونابه باشد ، هيچ اميدى به زنده ماندنش نيست .
چيزى آبلهمانند هست كه آبله نيست ؛ آن را حميقاء نامند ؛ جوشهايى است كه حد وسط آبله و حصبه است و از هر دو سالمتر و بىخطرتر است .
بسيار رخ داده و مىدهد كه انسانى دوبار به آبله مبتلا مىشود . اين در حالتى است كه از مادهء سبب آبله چندان جمع شود كه بتواند در دو دفعه بر سطح بدن انسان اظهار وجود كند .
نوعى از آبله هست كه آن را موم سربىرنگ نامند ، كه همان آبلهء شناخته شده است ، اما فرقش با ساير حالات آبله آن است كه اكثر جوش و تاولها در رخساره و سينه و شكم بيمار پيدا شوند و كمتر در ساق و پاها پديد آيند ؛ كه اين آبلهء موم سربى نام نيز بد و ناپسند است . دليل ايجاد اين نوع آبله آن است كه مادهء به وجود آورندهاش بسيار پرمايه و غليظ است و كاملا به اطراف بدن و دست و پا نمىرسد .
نشانيهاى پيدايش آبله
پيشدرآمدهايى قبل از ابتلا به آبله هست كه گزارش از در راه بودن آبله دارند و از قرار زيرند :
1 - پشت به درد مىآيد .
2 - خارش در بينى حس مىشود .
3 - انسان از خواب مىپرد .
4 - اندامان بدن احساس درد سوزنى مىكنند .
5 - تن انسان گران و گرانخيز است .
6 - رنگ رخساره و چشمان سرخ مىشود و چشم اشك مىريزد و رخساره و چشم برانگيخته و التهابى مىشوند .
7 - بدن كشدادگى دارد و تير مىكشد .
8 - خميازه زياد روى مىآورد .
9 - نفس تنگ و صدا دورگه مىشود .
10 - تف داخل دهان پرمايه مىگردد .
11 - بيمار سرگردان است و سرش احساس سنگينى مىكند و سردرد دارد .
12 - دهان خشك و نامطبوع است .
13 - سينه و گلو به درد مىآيند .
14 - وقتى شخص بر پشت مىخوابد ، پايش مىلرزد و همچنان مىخواهد بر پشت بخوابد .
15 - با همهء اين علامتها تب شبانهروزى ( بيست و چهار ساعته ) وجود دارد .